غير موقع معيّن خود بجاى آورند و مبتلا به تأخير و نسىء گردند ، كه البتّه اين أمر از آن حضرت با وجود آيه قرآن كه آن را از كفر مىشمارد صادر نمىشد . و بنا بر اين بايد گفت : آن حضرت حجّ را خود به تنهايى در موقع مقرّر انجام مىدادهاند .
[ كيفيَّت حجَّ و عمرههاى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم قبل از هجرت ]
و بر اين اساس علاوه بر روايتى را كه از « علل الشّرائع » نقل كرديم ، رواياتى ديگر وارد است كه صراحت دارد بر اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، حجّهاى خود را در پنهانى انجام مىدادهاند .
چنان كه در « كافى » از سهل ، از ابن فضّال ، از عيسى فرّاء ، از ابن أبى يعفور ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه قال : حجّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم عشرين حجّة مستسرّة كلّها ، يمرّ بالمأزمين فينزل فيبول . « 1 » « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيست حجّ در پنهانى گزاردند ، كه در هر يك از آنها از مأزمين عبور مىكردند ، و پياده مىشدند ، و بول مىكردند » . و على هذا إشكال اختلاف موقف نيز حلّ خواهد شد .
جمهور از عامّه گفتهاند : حجّ در سنهء ششم از هجرت واجب شد ، و رافعى در كتاب « سير » خود آن را صحيح شمرده است ، و نووى از او پيروى كرده است . « 2 » و بعضى گفتهاند در سنهء نهم واجب شد ، و بعضى در سنهء دهم گفتهاند ، و اين قول را ابو حنيفه اختيار كرده است ، و بر همين اساس قائل به وجوب فورى شده است ، و بعضى قبل از هجرت گفتهاند ، و اين گفتار غريبى است . « 3 » و أمّا از بعضى از روايات خاصّه كه دلالت دارد بر اينكه رسول خدا تمام أحكام دين را به مسلمين آموخته بودند ، از نماز و روزه و زكات . و فقط فريضهء حجّ و ولايت مانده بود ، تا رسول خدا در اين سفر آنها را به مردم آموخت ، و مناسك حجّ را يكايك بازگو كرد ، و امير المؤمنين عليه السّلام را در خطبههاى خود در مكّه و عرفات و منى بطور عموم از راه توصيه به أهل بيت ، و در خطبهء غدير خمّ بطور خصوص از راه
هامش
( 1 ) - « فروع كافى » جلد 4 ، ص 251 و ص 252 .
( 2 ) - در « شذرات الذّهب » ج 1 ص 13 اين قول را قبول كرده است .
( 3 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 289 . و ملخّصا در « نهايه » ابن كثير در ج 5 ص 109 آورده است .