تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
قدرت رسول الله ، و پيغمبر خدا أمر كردند كه آن را در زير در ورودى باب بنى شيبة دفن كردند ، تا چون مردم داخل مىشوند ، آن را در زير قدم خود بگيرند ، و از اين روست كه دخول از باب بنى شيبه مستحبّ شده است . « 1 » البتّه اشكالى كه در حجّهاى رسول الله قبل از هجرت به نظر مىرسد ، دو چيز است : اوّل از جهت مكان ، و آن اينكه قريش در موسم حجّ از حرم خارج نمىشدند ، و در ضمن أداء مناسك از مزدلفه به عرفات نمىرفتند و مىگفتند : قريش كه از أعاظم مردم به شمار مىآيند ، نبايد از حرم خارج شوند . و مىدانيم كه يكى از أعمال حجّ ، وقوف به عرفات است . در اينجا روايات بيان مىكند كه رسول الله در ضمن حجّشان به عرفات مىرفته‌اند ، و با ساير طبقات مردم كه از غير قريش بوده‌اند ، و در عرفات وقوف مىكرده‌اند ، وقوف نموده و سپس به مشعر الحرام و مزدلفه مىآمدند . دوّم از جهت زمان ، و آن اينكه أعراب جاهلى براى آنكه پيوسته زمان حجّ در زمان معتدلى واقع شود كه هوا ملايم باشد ، در هر سال زمان حجّ را چند روز از حساب ماه‌هاى قمرى كه ميزان براى اعمال است به تأخير مىانداخته‌اند ، و اين عبارت است از نسىء كه قرآن آن را زيادى كفر خوانده است . و بنا بر اين در تمام سنوات حجّ ، حجّ در غير موقع و زمان مشخّص خود واقع مىشد ، مگر در سى و سه سال يك بار ، كه مطابق با همان زمان ماه هلالى و موقع مشخّص خود در نيمهء أوّل ماه ذوالحجّه الحرام مىشد . و اين مطابقه فقطّ در سنهء حجّة الوداع است كه رسول اللّه حجّ بجاى آورده . و همان طورى كه خواهيم ديد ، رسول خدا در ضمن خطبهء خود حجّ را به همان طريقهء واقعى خود برگردانيده و اعلان موقع مشخّص خود را با ترك نسىء در نيمهء أوّل شهر ذوالحجّة نمودند . و بنا بر اين أصل ، اگر رسول خدا ، از سى و سه سال مانده به سنهء حجّة الوداع يعنى ده سال مانده به نبوّت مىخواستند حجّ با مردم انجام دهند ، مىبايست آن را در
هامش
( 1 ) - « علل الشّرائع » ج 2 ، ص 450 .