تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
و نيز سه عمره انجام داده‌اند : اوّل ، عمرهء حديبيّه كه در آن پس از إحرام و حركت رسول الله و اصحاب ، كفّار مكّه جلوى حضرت را گرفتند و مانع از دخول مكّه شدند ، و حضرت دستور دادند در همان محلّ منع و توقّف ، سرها را بتراشند ، و شترها را قربانى كنند ، و از إحرام بيرون آيند ، و در ضمن معاهده نامه با كفّار قريش شرط شد كه مسلمانان در سال بعد به مكّه روند و عمره به جاى آورند .

[ حج‌َها و عمره‌هاى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ]

دوم ، عمرهء فضاء كه در سال بعد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با أصحاب به احرام عمره ، محرم شده و به مكّهء مكرّمه داخل و عمره را بجاى آوردند . سوّم ، عمره‌اى بود كه پس از پايان غزوهء حنين چون رسول خدا غنائم جنگ را تقسيم كردند ، و از راه طائف مراجعت مىكردند ، به مكّه داخل شده و از جعرانة « 1 » إحرام بستند و يك عمره بجاى آوردند . و در بين اين سه عمره بين شيعه و سنّى اختلافى نيست ، و ليكن تواريخ اهل تسنّن ، براى رسول خدا يك عمرهء ديگر نيز ذكر مىكنند و مىگويند : آن عمره‌اى است كه رسول اللّه با حجّ خود در سنهء دهم هجرت انجام داده است ، و حجّ ايشان توأم با عمره بوده است ، و بنابراين مجموع عمره‌هاى رسول اللّه بعد از هجرت به چهار عدد مىرسد . « 2 » و ليكن اكثر أخبار شيعه اين مطلب را رد مىكند و إثبات مىكند كه رسول اللّه طبق مدارك خود أهل تسنّن در حجة الوداع فقط حجّ بجاى آورده‌اند ، و با آن عمره‌اى نبوده است . « 3 »
هامش
( 1 ) - جعرانة و جعرّانة به كسر جيم و سكون عين ، و به كسر عين و فتحهء راء مشدّده ، هر دو قسم صحيح است . ( 2 ) - « البداية و النّهاية » ج 5 ص 109 و ص 114 ، و « مناقب » ابن شهرآشوب از طبرى از ابن عبّاس ج 1 ، ص 121 . ( 3 ) - در « كافى » با سند خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه : اعتمر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ثلاث عمر مفترقات : عمرة فى ذى القعدة أهلّ من عسفان و هو عمرة الحديبيّة ، و عمرة أهلّ من الجحفة و هى عمرة القضاء ، و عمرة أهلّ من الجعرانة بعد ما رجع من الطّائف من غزوة حنين . ( « كافى » ، جلد چهارم از فروع ، ص 251 ) . و امّا روايتى را كه در « بحار الانوار » ج 6 ص 666 از « خصال » صدوق و « امالى » طوسى ذكر مىكند از ابن عبّاس كه رسول خدا چهار عمره انجام داده‌اند و يكى از آنها با حجّشان بوده است ، قابل اعتماد نيست .