اين مسئله را بيان كند نازل نشده ، و رسول خدا در مجمع علنى در ضمن خطبهاى آن حضرت را معرّفى ننموده و به مقام خلافت و ولايت نسبت به جميع مؤمنين و مؤمنات ، نصب ننموده بودند .
[ وصيّت أكيد رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در سال آخر حيات ]
و البتّه معلوم است كه نصب آن حضرت كارى بس مشكل و دشوار است . اعراب تازه مسلمان و خوگرفته به آداب جاهليّت كه درست معناى نبوّت را نمىفهمند ، و بين آن و حكومت فرقى نمىگذارند ، و ولايت را فقط يك رياست و زعامت ظاهرى مىپندارند ، و در ميان آنان جماعت كثيرى از منافقان نيز ديده مىشوند كه به ظاهر ، اسلام را پذيرفته ، و در دلهاى آنان أحقاد بدريّه و حنينيّه و خيبريّه و احديّه غليان دارد ، راضى نيستند كه به آسانى ولايت را بپذيرند ، همچنان كه نبوّت را نيز به آسانى نپذيرفته بودند .
آرى پيامبر اكرم تمام دستورات و قوانين خدا را براى مردم در مدّت بيست و سه سال - سيزده سال در مكّه و ده سال در مدينه - بيان كرده است ، و اصول معارف و توحيد و ارسال رسل و إنزال كتب و معاد خلايق را در روز باز پسين در پيشگاه و موقف حضرت ربوبى مشروحا مبيّن ساخته است ، و مهلكات و منجيات و مفاسد و مصالح و طريق شقاوت و راه سعادت را بطور مفصّل و مشروح تذكّر داده است ، و ليكن اينك نوبت آن رسيده است كه دين خدا را كامل و نعمت او را بر مردم تمام گرداند ، و با معرّفى و نصب حضرت على بن ابي طالب عليه السّلام به مقام ولايت و خلافت كه حاوى زعامت و حكومت مطلقهء اوست ، دايرهء تبليغ را مختوم و كامل و مكمّل گرداند ، و خير و رحمت و بركت و فيض إلهى را بر مردم بطور مداوم و مستمرّ جارى سازد ، و بدينوسيله تمام ثلمهها و شكافها و موارد نقص و كوتاهى را كه در ظاهر دين پديد مىآمد براى أبد تتميم و ترميم فرمايد .
اين امر پيوسته إدامه داشت تا سال آخر عمر رسول خدا ، كه در اين سال سفارشها بيشتر ، و توصيهها أفزونتر ، و تأكيدها قوىتر و شديدتر بود . زيرا كه رسول خدا مىدانستند كه از دنيا مىروند ، و غير از على كسى نيست كه واجد ولايت باشد ، و متحمّل أعباء خلافت گردد ، و در حقيقت حافظ و نگاهدارنده و پاسبان و