تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
گفت : كلّ حزب بمالديهم فرحون . « 1 » هر گروه و جماعتى به آنچه دارا هستند ، خرسند و خوشحالند . و نيز شيخ در « مجالس » خود از جماعتى از أبو المفضّل با سند متّصل خود از أعمش از سالم بن أبى الجعد مرفوعا از أبو ذرّ آورده است كه عمر بن الخطّاب امر كرد كه علىّ عليه السّلام و عثمان و طلحة و زبير و عبد الرّحمن بن عوف و سعد بن أبى وقّاص بعد از مرگ او ، در خانه‌اى بروند ، و در آن خانه را بر روى خود ببندند ، و در أمر خلافت مشورت كنند . و سه روز آنان را مهلت داد كه چنانچه پنج نفر از آنها بر خلافت يكى متّفق القول شدند ، و يك نفر از آنها مخالفت كرد ، بايد آن يك نفر كشته شود ، و اگر چهار نفر از آنها بر خلافت يكى متّفق شدند ، و دو نفر از آنها مخالفت كردند ، بايد آن دو نفر كشته شوند . و چون همهء آنها بر رأى واحدى اتّفاق كردند ، على بن أبي طالب عليه السّلام به آنها گفت : من دوست دارم كه آنچه را كه مىگويم از من بشنويد ! پس اگر حقّ بود قبول كنيد ، و اگر باطل بود ردّ كنيد ! همگى گفتند : بگو . أمير المؤمنين عليه السّلام يكايك از فضائل خود را بر شمرد ، و آنچه را كه رسول خدا دربارهء او گفته بود ، بازگو كرد ، و همگى تصديق مىنمودند ، تا آنكه فرمود : أ تعلمون أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال : الحقّ بعدى مع علىّ ، و علىّ مع الحقّ يزول الحقّ معه حيث زال ؟ ! قالوا : نعم ! « 2 » « آيا مىدانيد كه رسول خدا فرمود : بعد از من ، حقّ با على است ، و على با حقّ است ، و هر كجا على برود ، حقّ به دنبال او مىرود ؟ ! همگى گفتند : آرى » ! چقدر خوب و عالى ابن حمّاد عبدىّ « 3 » در غديريّات خود ، عيد غدير را توصيف
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » مقصد دوّم ، ص 541 و ص 542 ، حديث ششم . ( 2 ) - « غاية المرام » مقصد دوّم ، ص 542 ، حديث هشتم . ( 3 ) - ابو الحسن علىّ بن حمّاد بن عبيد الله بن حمّاد عدوى بصرىّ است ، و در « الغدير » ج 4 ، از ص 141 تا ص 171 ، در ترجمهء أحوال او و غديريّات و مراثى و قصائد او مطالبى نغز و دلنشين آورده است ، الحقّ اشعار