تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
كرده ، و مقام و منزلت مولا امير المؤمنين عليه السّلام را همانند بسيارى از شعراى ديگر بيان كرده است ، آنجا كه گويد :

[ غديريّهء ابن حمَّاد عبدى ]

يوم الغدير لأشرف الأيّام * و أجلّها قدرا على الإسلام 1 يوم أقام الله فيه إمامنا * أعنى الوصىّ إمام كلّ إمام 2 قال النّبيّ بدوح خمّ رافعا * كفّ الوصىّ يقول للأقوام 3 من كنت مولاه فذا مولى له * بالوحى من ذى العزّة العلّام 4 هذا وزيرى فى الحياة عليكم * فإذا قضيت فذا يقوم مقامى 5
يا ربّ والى « 1 »
من أقرّ له الولا * و أنزل به من عاداه سوء حمام 6 فتهافتت أيدى الرّجال لبيعة * فيها كمال الدّين و الانعام
« 2 » 7 1 - حقّا كه روز غدير شريف‌ترين روزها ، و گران‌قدرترين روزها ، در عالم اسلام است . 2 - روزى است كه در آن ، خداوند امام ما را كه وصىّ رسول خدا و امام هر امامى است به ولايت نصب كرد . 3 - پيغمبر خدا در كنار سايبان درختان خمّ كه دست وصىّ خود را بلند كرده بود ، به تمام گروه و جماعت مردم گفت : 4 - هر كس من بر او ولايت دارم ، اين على بر او ولايت دارد ، و اين وحيى است كه از خداوند عزيز و علّام رسيده است .
هامش
او دلكش و سليس و پر محتوى است ، و مىتوان او را در رديف اوّل از شعراى أهل بيت محسوب داشت . گويا سلاست ألفاظ و نظم معنى از درون آن موج مىزند ، و يكپارچه معانى مرتّبا و مسلسلا در قالب الفاظ ريخته مىشود . اين اشعار عاشق دلسوختهء أهل بيت است و داستان مظلوميّت آنان خواب و خوراك را از او ربوده است . داستان كربلا و قضاياى واقعه را خوب مجسّم مىكند . اين شاعر در قرن چهارم مىزيسته است و معاصر شيخ صدوق و از أقران او بوده است ، و نجاشى او را درك كرده است ، و او از كتب أبى أحمد جلودى بصرى متوفّى در سنهء 332 روايت مىكند . ( 1 ) - والى صيغهء أمر از والى يوالى است و بايد وال باشد با حذف لام الفعل چون در ناقصات در حال جزم بجاى حركت آخر ، حرف آخر ساقط مىشود . ليكن چون وال قافيه و وزن را مىشكند ، كسرهء لام را اشباع كردند و از آن ياء متولّد شد . ( 2 ) - « الغدير » ج 4 ، ص 148 . و در « مناقب » ابن شهرآشوب ، طبع سنگى ، ج 1 ، ص 531 شش بيت أوّل را آورده است .