بودند ، همه را تصدّق دادند ، و از آنها به مباشرين پوست كندن شتران و قطعه قطعه كنندهء آنها هيچ ندادند . بلكه مزد آنها را از چيز ديگرى غير از أجزاء و اعضاء و متعلّقات شتران دادند . « 1 » و چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از نحر فارغ شدند ، حلق كردند ( سر خود را تراشيدند ) و سرتراش آن حضرت معمّر بن عبد الله بود . حضرت إشاره به طرف راست سر خود كردند ، و حلّاق نيمهء راست را تراشيد . آن حضرت موها را به أبو طلحهء أنصارى دادند ، تا در ميان مردم تقسيم كرد . و به هر يك ، يك يا دو مو مىرسيد ، سپس آن حضرت اشاره به طرف چپ خود نمودند ، حلّاق نيمهء چپ را تراشيد .
آن را نيز به امّ سليم زوجهء أبو طلحهء انصارى ، و يا به كريب ، و يا به خود أبو طلحه دادند تا آن را نيز در ميان حجّاج تقسيم كند . « 2 » چون آن حضرت از تراشيدن سر فارغ شدند لباس نظيف و دوخته در تن كردند و به سوى مكّه براى انجام طواف ، و نماز طواف حركت كردند .
و لا يخفى آنكه قبل از حركت ، چون مردم از حلق ( سر تراشيدن خود ) و يا تقصير ( كوتاه كردن مو ) مىپرسيدند ، حضرت در پاسخ فرمود : رحم الله المحلّقين « خداوند رحمت خود را بر سرتراشندگان نازل مىكند » . و در روايت است كه چون بعضى از أصحاب حلق و بعضى تقصير نموده بودند حضرت فرمود : اللّهمّ اغفر للمحلّقين « خداوندا ، غفران و آمرزش خود را بر سر تراشندگان بفرست » ! گفتند : و المقصّرين ؟ يعنى بر كوتاه كنندگان مو نيز رحمت و غفران خود را بفرستد ؟
رسول خدا تكرار كرد : اللّهمّ اغفر للمحلّقين .
باز گفتند : و المقصّرين ؟
رسول خدا براى بار سوم تكرار كرد : اللّهمّ اغفر للمحلّقين ! و چون در مرتبهء چهارم گفتند : و المقصّرين ؟ خدا غفران و آمرزشش را بر
هامش
( 1 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 303 ، و « بحار الانوار » ج 6 ، ص 665 .
( 2 ) - « سنن بيهقى » ج 5 ، ص 134 .