در « الدّرّ المنثور » آورده است كه : طبرانى و أبو الشيخ و ابن مردويه از عمرو بن شعيب از پدرش از جدّش تخريج كردهاند كه مىگفت : كانت العرب يحلّون عاما شهرا ، و عاما شهرين ، و لا يصيبون الحجّ إلّا فى كلّ ستّة و عشرين سنة مرّة ، و هو النّسىء الّذى ذكر اللّه تعالى فى كتابه .
[ روايات وارده در تفسير نسيء به گردش ماهها در فصول سال ]
فلمّا كان عام الحجّ الأكبر ثمّ حجّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم من العام المقبل فاستقبل النّاس الأهلّة ، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و آله و سلّم : إنّ الزّمان قد استدار كهيئته يوم خلق اللّه السّماوات و الأرض . « 1 » « عادت عرب چنين بود كه : در يك سال يك ماه از ماههاى حرام را حلال مىشمردند ، و در سال ديگر دو ماه را حلال مىشمردند . و چون اين عمل در ماهها دور مىزد ، به حجّ واقعى و حقيقى خود كه بر زمان أصلى خود منطبق باشد ، فقط در بيست و شش سال يك بار مىرسيدند . و اين عمل همان نسىء است كه خداوند در كتابش فرموده است .
تا رسيد به زمان حجّ اكبر ، همان حجّى كه رسول خدا بجاى آوردند ، در آن سالى بود كه چون مردم ماهها را شمردند ، و بر ماه حجّ موافق بود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خطبهء خود فرمود : اينك زمان دور زده است ، و به جائى رسيده است كه بر همان كيفيّت و هيئتى است كه خدا آسمانها و زمين را در آن روز آفريد . » و نيز در « الدّرّ المنثور » آورده است كه : أحمد حنبل و بخارى و مسلم و أبو داود و ابن منذر و ابن أبى حاتم و أبو الشّيخ و ابن مردويه و بيهقى در كتاب « شعب الايمان » از أبو بكرة تخريج كردهاند كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حجّ ، خطبهاى ايراد كردند و فرمودند : ألا إنّ الزّمان قد استدار كهيئته يوم خلق اللّه السّماوات و الأرض ، السّنة اثنا عشر شهرا ، منها أربعة حرم ، ثلاثة متواليات : ذوالقعدة و ذوالحجّة و المحرّم ، و رجب مضر الّذى بين جمادى و شعبان . « 2 » « بدانيد كه : زمان دور زده است ، همانند روزى كه خداوند آسمانها و زمين
هامش
( 1 ) - « تفسير الدّرّ المنثور » ج 3 ص 236 ، و « تفسير الميزان » ج 9 ص 289 .
( 2 ) - « تفسير الدّرّ المنثور » ج 3 ، ص 234 ، و « مسند » أحمد حنبل ، ج 5 ، ص 37 .