تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
با هم جمع كرده ، و با يك أذان و دو إقامه بدون فاصله انجام دادند « 1 » و خود بر پهلوى خود آرميده ، و به زنان و كودكان كه ضعفاء محسوب مىشدند إجازه دادند كه بعد از نيمه شب به منى حركت كنند . ابن عبّاس مىگويد : رسول خدا ضعفاى أهل خود را به من سپردند ، تا من آنها را بعد از نيمهء شب به منى بياورم ، ولى تأكيد كردند كه جمرهء عقبه را رمى نكنند مگر آنكه آفتاب طلوع كرده باشد .

[ حركت رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم براى منى ]

چون سپيدهء صبح صادق دميد ، در همان تاريكى شب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز صبح را به جماعت با مردم در مزدلفه بجاى آوردند و سپس به مشعر الحرام آمدند و در حالى كه بر روى ناقهء خود سوار بودند ، رو به قبله كرده ، و وقوف نمودند ، و خدا را به بزرگى و عظمت و وحدانيّت خواندند ، و دعا مىكردند تا اينكه هوا جدّا روشن گشت . « 2 » رسول خدا سواره به جانب منى رهسپار شدند ، و فضل بن عبّاس را پشت سر و رديف خود نشاندند ، و چون به وادى محسّر رسيدند ، ناقهء خود را كمى به جنبش در آوردند ، و از راهى كه به جمرهء عقبه منتهى مىشد روان شده ، تا بدانجا رسيدند ، و با هفت ريگى كه عبد اللّه بن عبّاس براى آن حضرت جمع كرده بود ، از قسمت پائين جمره هفت ريگ به جمره زدند ، و در هر بارى كه مىزدند يك بار اللّه اكبر مىگفتند . در « البداية و النّهاية » ج 5 ، ص 187 از مسلم از يحيى بن حصين از جدّهء خود امّ الحصين ، و نيز با سند ديگر از جابر بن عبد اللّه آورده است كه : رأيت رسول اللّه يرمى لجمرة على راحلته يوم النّحر و يقول : لتأخذوا مناسككم فإنّى لا أدرى لعلّى لا أحجّ بعد حجّتى هذه . « رسول خدا را ديدم در روز عيد قربان كه بر روى شتر خود نشسته و جمره را رمى مىنمود و مىگفت : شما بايد مناسك خود را از من ياد بگيريد ! زيرا كه من نمىدانم شايد بعد از اين حجّ ، حجّ ديگرى انجام ندهم » !
هامش
( 1 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 180 . ( 2 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 301 .