جواب - از اين ناحيهء دليل نيز روشن است ، زيرا اجتهادى است در مقابل نصّ ، خدا و رسول خدا تصريح بر جواز تمتّع نمودهاند ، و تنصيص بر حجّ تمتّع جاى اشكال نيست . آن وقت چگونه مىتوان رأى شخصى و اجتهاد فكرى خويش را بر آن مقدّم شمرد ؟ و خدا و رسول خدا مىدانستند كه همان چيزى را كه عمر از آن مىترسد ، و نگران آن است ، انجام خواهند داد ، و معذلك أمر به تمتّع كردهاند ، و بلكه أمر كردهاند تا مردم تمتّع كنند ، و حجّ را بدين گونه انجام دهند . و اين از فيوضات ناشى از رحمت واسعهء رسول اللّه است كه خداوند آن زحمت و رنج و تعب أمّتهاى سابقه را از امّت او برداشته است و دعاى او را مستجاب فرموده است كه :
رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ
( آيه 286 از سورهء 2 : بقره ) .
« بار پروردگارا كار مشكل و سخت را بر ما تحميل مكن ، همچنان كه بر كسانى كه قبل از ما بودهاند تحميل كردى ! بار پروردگارا كارى را كه بر آن طاقت نداريم بر ما تكليف مفرما » .
و در هنگامى كه خدا و رسول خدا صريحا اجازه مىدهند ، آيا كسى را جرأت مخالفت هست ؟ و علاوه خدا و رسول او داناترند به مصالح أحكام ، و ملاك قوانين ، و جلوگيرى از مفاسد ، و همانطور كه اشاره كرديم شايد طول مدّت إحرام حجّ ، موجب وارد ساختن بسيارى از حجّاج را در گناه و عمل غير مشروع بواسطهء عدم تحمّل آنها مىشد ، و خداوند « رحمة للامّة المرحومة » اين تكليف شاقّ را برداشت ، و يسر را بر عسر ترجيح بخشيد .
و از عجائب أمر اينست كه در آيهاى كه حكم حجّ تمتّع را بيان فرموده است ، در بيان تشريع آن عينا همان معنائى را كه عمر از آن مىهراسيده است ، گوشزد فرموده و صريحا اجازه داده است ، مگر نمىفرمايد :
فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ
؟ آيا تمتّع غير از استيفاء حظّ و بهره از نكاح طيّب و لباس طيّب و ساير تمتّعات طيّبه مىباشد ؟ شاهد بر گفتار ما روايتى است كه در « تفسير الدّرّ المنثور » ج 1 ، ص 214 آمده است كه : اخرج ابن أبى شيبة و ابن المنذر عن عطاء قال : إنّما سميّت المتعة لأنّهم كانوا يتمتّعون من النّساء و الثّياب . و فى لفظ : يتمتّع بأهله و ثيابه .