تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
كما تصنعون ، إنّما التّمتّع أن يهلّ الرّجل بالحجّ فيحضره عدوّ أو مرص أو كسر ، أو يحبسه أمر حتّى يذهب أيّام الحجّ فيقدم فيجعلها عمرة فيتمتع تحلّه إلى العام المقبل ثمّ يحجّ و يهدى هديا ، فهذا التّمتّع بالعمرة إلى الحجّ - الحديث « 1 » .

[ تمسَّك به آيه اولى الامر در مسأله از أغلاط است ]

« ابن أبى شيبه ، و ابن جرير ، و ابن منذر ، از عبد اللّه بن زبير تخريج كرده‌اند كه : او خطبه خواند و گفت : اى مردم ! سوگند به خدا كه مراد از تمتّع به سبب عمره تا زمان حجّ اين‌طور نيست كه شما بجاى مىآوريد ! بلكه مراد از تمتّع اين است كه شخص براى حجّ إحرام مىبندد و لبّيك مىگويد ، و سپس بواسطهء دشمن ، و يا مرض ، و يا شكستگى كه براى او پيش مىآيد ، و يا بواسطهء پيشامد أمر ديگرى كه او را از رفتن به حجّ باز مىدارد ، نمىتواند به سوى حجّ برود تا اينكه أيّام حجّ سپرى مىشود ، و در اين صورت آن إحرام را تبديل به إحرام عمره مىكند ، و به مكّه مىآيد و عمره را انجام مىدهد ، و از إحرام بيرون مىآيد و تمتّع مىكند ، و اين عمل عمره را كفّارهء عدم حجّ خود قرار مىدهد ، تا سال آينده برسد ، و در آن سال حجّ مىكند و با خود هدى مىآورد . اينست معناى تمتّع به سبب بجا آوردن عمره تا فرا رسيدن زمان حجّ - الحديث » . جواب - آنست كه : آيه قرآن و گفتار رسول خدا مطلق است ، و انحصار به صورت خوف ندارد ، و آيه
فَإِذا أَمِنْتُمْ
مخصوصا تصريح دارد كه اين حكم تمتّع در صورت أمن و عدم خوف است . پس بنابر اين حصر مورد آيه به صورت خوف بلا دليل است . و علاوه اين تفسيرى را كه عبد اللّه بن زبير نموده است ، يك معناى تخيّلى من در آوردى بيش نيست ، و شاهدى از كتاب و سنّت ندارد ، بلكه إطلاق آيه و اطلاق گفتار رسول خدا مخالف آن است . از همهء اينها گذشته ، ما به فقرهء فمن تمتّع بالعمرة إلى الحجّ اثبات وجوب تمتّع را نمىكنيم ، تا بگويند : اين فقره فقطّ لزوم هدى را در صورت فرض تمتّع مىرساند ، بلكه استدلال ما به ذيل آن ، يعنى به جملهء : ذلك لمن لم يكن أهله حاضرى المسجد الحرام است ، و اين ذيل به طور إطلاق و
هامش
( 1 ) - « تفسير الدّرّ المنثور » ج 1 ، ص 214 ، و « تفسير الميزان » ، ج 2 ، ص 94 .