است ، و خود او گفته است كه : من با رسول خدا در حجّة الوداع حجّ را بطور تمتّع بجاى آورديم ، و ليكن من مردم را از اين عمل نهى مىكنم و علّت آن اينست كه : تمتّع ، رنج سفر را منحصر در عمره مىكند ، بدين صورت كه : يكى از شماها از افقى از آفاق جهان در ماههاى حجّ با رنج و تعب سفر و گردآلود براى بجا آوردن عمره حركت مىكند ، آنگاه اين رنج و تعب و اين گردآلودى و تلبيه و إحرام خود را براى عمره قرار مىدهد ، و سپس وارد مكّه مىشود و طواف خانه را بجا مىآورد و سپس محلّ مىگردد ، و از إحرام بيرون مىآيد ، و لباس در بر مىكند و عطر مىزند و اگر زوجهاش با او باشد نيز آميزش و مواقعه مىنمايد ، و صبر مىكند تا در روز ترويه براى حجّ إحرام مىبندد و لبّيك مىگويد ، و به سوى منى مىرود ، و در اين صورت إحرام براى حجّى بسته است كه در آن رنجى و تعبى نبوده است ، و غبار آلودگى و لبّيك گفتنى نبوده است مگر يك روز .
[ نهى عمر از تمتَّع در حجَّ ، اجتهاد در مقابل نصّ است ]
و حجّ أفضل است از عمره ، و اگر ما مردم را در انجام حجّ تمتّع آزاد بگذاريم ، هر آينه با زنان خود در زير درختان أراك دست در آغوش خواهند شد . علاوه بر اينها ساكنين مكّه كه أهل بيت خدا هستند نه دامى دارند و نه زراعتى ، و بهار معيشت آنها منحصر است در واردين به مكّه » ( كه در صورتى كه حجّ از عمره جدا باشد دو بار به مكّه مىآيند ، و أهل مكّه منفعت بيشترى مىبرند ، و اگر جدا نباشد يك بار مىآيند و طبعا منفعتشان كمتر است ) .
و نيز در بعضى از روايات آمده است كه عمر گفت : قد علمت أنّ النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فعله و أصحابه ، و لكنّى كرهت أن يعرسوا بهنّ فى الأراك ثمّ يروحون فى الحجّ تقطر رؤوسهم « 1 » . « حقّا من مىدانم كه رسول خدا و أصحاب او حجّ تمتّع را انجام دادند ، و ليكن من ناپسند دارم كه مردان زنان خود را در زير درختان أراك فرود آورند ، و سپس درحالىكه از سرهايشان قطرات آب غسل جنابت جارى است به سوى حجّ رهسپار شوند » . « 2 »
هامش
( 1 ) - « تفسير الميزان » ج 2 ، ص 93 .
( 2 ) - در كتاب « شيعه و اسلام » سبط در ج 2 ص 19 در پاورقى گويد : أبو الفداء در تاريخ ج 2 ص 39 نقل كند كه مأمون عباسى جملهء « متعتان كانتا محلّلتين » را به عمر نسبت مىداد . و نيز جاحظ در « بيان و تبيين » ج 2 ص 23 اين جمله را به عمر نسبت داده است .