محرم شوند ، و سپس در مكّه پس از طواف و سعى و تقصير محلّ گردند ، و پس از آن ثانيا براى حج از مكّه محرم گردند ، و حجّ خود را تمام كنند ، و در اين صورت با يك سفر به بيت اللّه الحرام در أيّام حجّ ، يك عمرهء تمام و يك حجّ تمام ، با دو نيّت و دو إحرام مستقلّ انجام دادهاند . و عمره در حجّ داخل شده ، و گويا مثل آن است كه در بين عمل حجّ ، إحلال و تمتّعى صورت گرفته است فلهذا آن را حجّ تمتّع نام نهادهاند .
عمر در زمان حكومت خود اين حكم را برداشت ، و دستور داد كه در أشهر حجّ ، عمره بجاى نياورند ، و از ميقات فقطّ براى حجّ إحرام بندند ، و تمتّعى به عمل نيايد ، و عمره را در ساير ماههاى سال مستقلّا از ميقات محرم شده و انجام دهند ، و در حقيقت حجّ منحصر مىشود به همان دو قسم حجّ إفراد و حجّ قران . و در اين صورت كيفيّت حجّ بازگشت مىكند به همان كيفيّت سابق كه در ميان أعراب از زمان جاهليّت به سنّت حضرت ابراهيم عليه السّلام باقى مانده بود . و بطور كلّى حجّ تمتّع ، و نسخ آن حجّ سابق را نسبت به أفراد دوردست ، و دستورات جديد رسول اللّه در حجّة الوداع ، و نزول جبرائيل در بالاى مروه ، و انزال آيه قرآن
ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
، و خطبهء مكرّر رسول خدا در مكّه ، و اعتراض شديد آن حضرت به اعتراض بعضى كه معترض شده بودند ، همه و همه از بين مىرود .
ما اينك بايد بحث كنيم و ببينيم اين عمل بر چه اساسى صورت گرفته است ، و أدلّهء كسانى كه فعلا بر اساس همان سنّت عمر ، در انجام دادن حجّ ، تمتّع نمىكنند چيست ؟
آنان از چند ناحيه بر مدّعاى خود استدلال كردهاند :
أوّل - از ناحيهء آيه كريمهء :
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ
. ( صدر آيه 197 از سوره 2 : بقره ) .
به ادّعاء آنكه تماميّت حجّ به إحرام بستن از ميقات است ، و كسانى كه از ميقات محرم شوند ، و پس از آن عمره بجاى آورده ، و در مكّه محل گردند ، و سپس از مكّه براى حجّ إحرام ببندند ، در تماميّت حجّ ايشان نقصان و خللى روى داده است ، زيرا در اين صورت عمره و حجّ در يكديگر داخل شدهاند ، و محلّ شدن در بين آن دو ،