بكتاب اللّه ، فإنّ اللّه قال : « و أتمّوا الحجّ و العمرة لله » ، و إن نأخذ بسنّة نبيّنا صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم ، لم يحلّ حتّى نحر الهدى . « 1 » « بخارىّ و مسلم و نسائى از أبو موسى اشعرى تخريج كردهاند كه او مىگويد : در بطحاء مكّه بر رسول خدا وارد شدم ، حضرت فرمود : إحرام بستهاى ؟ ! گفتم : احرام بستهام به احرام رسول خدا .
فرمود : با خود هدى آوردهاى ؟ ! گفتم : نه ! حضرت فرمود : به دور خانهء خدا طواف كن ، و به صفا و مروه سعى كن ، و پس از آن محلّ شو و از إحرام بيرون بيا ! من طواف خانهء خدا ، و صفا و مروه را نمودم ، و سپس به نزد زنى از أقوام خود آمدم ، او سر مرا شانه كرد ، و سر مرا شست ، و من به همين نحو در زمان حكومت أبو بكر و عمر فتوى مىدادم ، تا در زمان عمر كه در موسم حجّ شركت كرده بودم و متولّى و امير حجّ بودم مردى آمد و گفت : آيا خبر دارى كه امير المؤمنين - عمر - دربارهء كيفيّت حجّ چه چيز تازهاى قرار داده است ؟ ! من به مردم گفتم : أيّها النّاس ، هر كسى كه در أمر عبادت حجّ ، من براى او فتوى دادهام ، تأمّل و درنگ كند ، زيرا كه أمير المؤمنين اينك مىرسد ، و شما بايد از او پيروى نمائيد ! چون عمر از راه رسيد ، من به او گفتم : دربارهء أمر حجّ چه چيز تازهاى قرار دادهاى ؟ ! گفت : اگر به كتاب خدا عمل كنيم ، خدا مىگويد : حجّ و عمره را براى خدا تمام كنيد ! و اگر به سنّت پيامبرمان عمل كنيم ، او از إحرام بيرون نيامد مگر آنكه در منى شتر نحر كرد » ! و محصّل مطلب و مستفاد از اين روايات و روايات مشابه آنها كه برخى از آنها نيز خواهد آمد ، و مستفاد از نصّ صريح آيه قرآن ، وجوب و لزوم كيفيّت تمتّع است در حجّهاى واجب و لازم ، براى افراد دوردست ، كه در ابتداء به إحرام عمره
هامش
( 1 ) - « تفسير الميزان » ج 2 ، ص 90 ، و « تفسير الدّرّ المنثور » ج 1 ، ص 216 .