زمانى كه بايد در منى محلّ شويم و از إحرام بيرون آييم ، جز چند شب كمى بيشتر نبود ، در اين زمان رسول خدا ما را أمر فرمود كه از إحرام بيرون آييم .
ما گفتيم : چگونه أفراد ما به سوى عرفه رهسپار شوند ، در حالى كه از آلت آنان قطرات منى جارى است ؟
اين گفتار به رسول خدا رسيد ، و براى ايراد خطبه قيام فرمود ، و گفت : سوگند به خدا كه اى مردم آيا شما خدا و رسول خدا را تعليم مىدهيد ؟ ! سوگند به خدا من از همهء شما به خدا داناترم ، و تقواى من در برابر أوامر او بيشتر است ! و اگر من مىدانستم جريانى را كه پيش آمده است ، از آنچه را كه گذشته است ، با خود هدى نمىآوردم ، و من هم همچنان كه مردم محلّ شدند محلّ مىشدم ، و از إحرام بيرون مىآمدم .
پس هر كدام از شما كه هدى ندارد ، بايد سه روز روزه بدارد در ايّام حجّ و هفت روز در هنگامى كه به سوى أهل خود مراجعت مىكند ، و هر كدام كه هدى بيابد بايد نحر كند .
جابر گويد كه : ما در آن وقت شترى را كه موسم كشتنش رسيده بود ، از طرف هفت نفر قربانى مىكرديم .
عطاء كه راوى اين روايت است مىگويد : ابن عبّاس مىگفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن روز در ميان أصحاب خود تعداد گوسفندانى را تقسيم كرد تا براى خود ذبح كنند ، به سهميهء سعد بن أبى وقّاص يك بز نر اصابت كرد كه براى خود ذبح كرد » .
و نيز در « الدّرّ المنثور » آورده است كه : أخرج ابن أبى شيبة و البخارىّ و مسلم عن عمران بن حصين قال : نزلت آية المتعة فى كتاب الله ، و فعلنا مع رسول الله صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم ثمّ لم تنزل آية تنسخ آية متعة الحجّ ، و لم ينه عنها حتّى مات ، قال رجل برأيه ما شاء . « 1 » « ابن أبى شيبه و بخارى و مسلم از عمران بن حصين تخريج كردهاند ، كه او
هامش
( 1 ) - « تفسير الدّرّ المنثور » ج 1 ، ص 216 .