أنا الممدوح فى « هل أتى » ، أنا النّبأ العظيم ، أنا الصّراط المستقيم ، أنا الأوّل ، أنا الآخر ، أنا الظّاهر ، أنا الباطن ، إلى آخره « 1 » .
« من وجه خدا هستم ، من جنب خدا هستم ، من دست خدا هستم ، من رفيعترين مرتبهء قلم هستم ، من لوح محفوظ هستم ، من كتاب مبين هستم ، من قرآن ناطق هستم ، من كهيعص هستم ، من الم ذلك الكتاب هستم ، من طاء اوّل ، در سورههائى كه اوّلش طس دارد هستم ، من حاء اوّل در سورههائى كه اوّلش حم دارد هستم ، من ملقّب به يس هستم ، من صاد اوّل از سورهء صافّات هستم ، من سين اوّل در سورههائى كه در اوّلش با تسبيح خدا شروع شده است هستم « 2 » : من نون و القلم هستم ، من سفره و مائدهء كرم خدا هستم ، من خليل جبرئيل هستم ، من دوست خالص ميكائيل هستم ، من آن كسى هستم كه لا فتى دربارهاش رسول خدا از قول جبرائيل گفته است ، من به سورهء هل أتى تمجيد و مدح شدهام ، من خبر بزرگ هستم ، من صراط مستقيم هستم ، من أوّلم ، من آخرم ، من ظاهرم ، من باطنم ، - تا آخر » .
[ ولايت مطلقهء امير المؤمنين عليه السلام ]
مبادا اين مطالب در نظر بعيد بيايد ، زيرا بعدش در صورتيست كه آن حضرت اين افعال را خودش مستقلّا بجا آورده باشد ، و امّا اگر آن حضرت آئينهء محض بوده ، و آيه اكمل حقّ بوده ، و اين افعال ، جلوهء حضرت احديّت است كه در آئينهء وجود آن حضرت تجلّى كرده است ، و در حقيقت بجاآورندهء اينها خود حضرت حقّ بوده است ، ديگر چگونه مىتوان بعيد شمرد ؟ اگر در باب توحيد ، كار منحصر به حقّ است ، چه تفاوت ميان كار كوچك آن حضرت است ، همچون : بلند كردن در خيبر ، و كشتن عمرو بن عبدود ، و مرحب ، و صناديد قريش در غزوات خيبر و أحزاب و بدر ، و بين كار بزرگ ، همچون : طوفان نوح ، و ارسال باد سموم بر قوم عاد و نظائرها ، زيرا در هر دو صورت فعل ، فعل حقّ است ، تبارك و تعالى .
هامش
( 1 ) - « جامع الأسرار » ص 382 ، 383 .
( 2 ) - پنج سوره در قرآن كريم هست كه ابتداى آنها با سبّح و يسبّح شروع مىشود و آنها را سور مسبّحات گويند و عبارتند از : سورهء حديد ، حشر ، صفّ ، جمعة ، تغابن . در روايت است كه حضرت رسول اكرم ( ص ) اين سورهها را شبها قبل از خواب مىخواندهاند ، و چون از سبب پرسيدند ، فرمودند : در هر يك از اين سورهها آيهاى است كه بمنزلهء هزار آيه از قرآن است ( مهر تابان : يادنامهء علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه ، بخش دوم ص 13 ) .