و مظهريّت هم متفاوت است ، طبق تفاوت مراتب وصول . انسان معمولى و عادى به همين مقدار كه ملاحظه مىشود ، مظهر اسم عليم ، و سميع ، و بصير ، و قدير ، و حىّ است ، فلذا به همين مقدار از حيات و علم و قدرت و بينائى و شنوائى اكتفا كرده است ، و به هر مقدار كه سير انسان به سوى حقّ شدّت يابد ، و مظهريّت اسماء و صفات شدّت يابد ، تجلّى اين اسماء و صفات در انسان شديدتر مىگردد ، يعنى به هر درجه كه انسان از تعيّن و محدوديّت هستى خويش بگذرد ، بيشتر در درياى واسع اسماء و صفات وارد مىگردد ، و بهرهء افزونترى مىبرد .
[ سير انسان در مراتب مختلف ولايت ]
تا برسد به جائى كه مظهر تامّ اسم و صفتى قرار گيرد ، يعنى به مقام فناء مطلق در اسم و صفتى برسد ، همچون اسم عالم ، و قادر ، و رحمن ، و رحيم ، و غيرها ، در اين صورت آن اسم بنحو اتمّ و اكمل در انسان متجلّى مىشود .
اگر كسى به مقام فناء در اسم عالم و صفت علم حقّ تعالى برسد ، مظهر تامّ و تمام اسم عالم و صفت علم حقّ مىگردد ، يعنى از همه جا ، و از همه كس ، و از همه چيز ، مطّلع مىگردد ما كان و ما يكون و ما هو كائن در نزد او يكسان است . علم به مجرّدات ، و علم به مادّيّات ، علم به دنيا ، و علم به آخرت ، همه و همه در نزد او حاضر است يعنى او به علم شهودى و حضورى و وجدانى ، موجودات را ادراك مىكند .
و اگر كسى به مقام فناء در اسم حىّ ، و صفت حيات حقّ تعالى برسد ، مظهر تامّ آن اسم و صفت حقّ مىگردد ، يعنى با همهء موجودات به حيات حقّ موجود است ، و با هر چيز از ذرّهء كوچك تا اشياء كبيره معيّت در حيات پيدا مىكند ، و همچنين اگر كسى به مقام فناء در اسم قادر ، و صفت قدرت حقّ برسد ، مظهر تامّ آن اسم و صفت مىشود ، و براى انجام هر چيز تواناست ، كوچك و بزرگ در نزد او بىتفاوت است ، و با قدرت حقّ متعال توانائى هر چيز را دارد ، از إحياء و إماته ، و شفاء امراض ، و تغيير و تبديل در اوضاع و امور با إذن حقّ تعالى .
و اگر كسى به مقام فناء در اسم الله و يا در اسم هو برسد ، چون الله اسم جامع جميع صفات حقّ است ، بنابر اين مظهر هر صفت و اسمى مىگردد ، و زنده كردن ، و ميراندن ، و توانائى بر هر أمرى از امور و علم و دانائى نسبت به هر حادثهاى از حوادث ، براى اوست .