تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
روشن شدن ناتوانى و عجز انسانى كه براى خود استقلال و استغنائى مىپنداشت ، ولايت امر انسان و هر چيزى و هر ملكى براى خداست ، و تدبير اين امور يكسره به دست خداست . چون اوست حقّ ، و براى اوست تدبير و تأثير در امور بحسب واقع امر . و امّا غير از خداوند ، هر گونه اسبابى كه در ظاهر به عنوان شريك براى خدا قرار داده مىشود ، و براى آنها تدبير و تأثير پنداشته مىگردد ، همگى باطل بوده ، و آن اسباب هيچگونه ملكيّتى در تأثير ندارند ، مگر آنچه را كه خداوند بدانها اذن و اجازه دهد ، و آن اثر را به آنها تمليك كند ، و البتّه آن اسباب هيچ استقلالى ندارند مگر فقط نامى و اسمى بر آنها برده مىشود ، به حسب توهّم و تخيّل انسان مبتلاى به قوّهء واهمه و خيال . تمام اسباب فى حدّ نفسه باطل ، و به خداوند سبحانه و تعالى حقّ مىباشند ، پس خداوند بذات خود حقّ است ، و مستقل است ، و غنىّ بالذّات است . و در اين صورت چون خداوند را با غير او از اسبابى كه شركاء در تأثير براى او قرار داده مىشوند قياس كنيم - و البتّه خداوند برتر از قياس است - خداوند پاداش و مزدش از آنها بهتر است ، چون پروردگار نسبت به كسى كه به او بگرود و متديّن به او باشد ، ثواب و اجر حقّ مىدهد ، و آن اسباب نسبت به كسى كه به آنها بگرود و متديّن گردد ، و وابسته گردد ، ثواب و پاداش باطل مىدهند كه البتّه باطل ، زائل و نابود شدنى است ، و دوام ندارد ، و در عين حال آن هم به اذن و اجازه خداست . و خداوند نيز از لحاظ عاقبت بهتر است ، چون خداوند حقّ ثابت است ، كه فانى نمىشود ، و زوال نمىپذيرد ، و از اسماء جلال و جمال خود تغيير نمىيابد ، و امّا آن اسباب امورى است فانى و متغيّر كه خداوند براى امتحان انسان زينت زندگى دنيوى قرار داده است ، كه انسان درون تهى بدانها بگرود ، و آنها را معبود و معشوق و مقصود خود داند ، و دلش به آنها تعلّق گيرد ، تا آنكه دوران عمر و كتاب الهى به پايان رسد ، و اجل زندگى فرا رسد ، و خداوند در نهايت ، زمين را پاك و خالى و بدون ثمر و زينتى قرار مىدهد « 1 » .
هامش
( 1 ) - « تفسير الميزان » ج 13 ، ص 340 و 341 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 30 | السيد محمد حسين الطهراني