و ما فعلا در صدد اختلاف اين دو جهت نيستيم ، گر چه نظريّهء استاد مقرون به صحّت ، و دليل تجربه و حسّ مؤيّد آنست ، و ليكن بر هر دو تقدير ، معناى ولايت ، واحد است ، و آن عبارت است از رفع حجاب و پرده بين دو چيز بطورى كه هيچ چيز در بين فاصله نباشد . و بر اين اساس هر جا گفته شود كه خداوند ولايت دارد و خداوند ولىّ و مولى است ، منظور آنست كه تكوينا و تشريعا بين ذات اقدس او ، و تمام موجودات عالم امكان كه مولّى عليه او مىباشند ، هيچ واسطه و حجابى غير از او نيست . و هيچ موجودى مستقلّا نمىتواند حاجب گردد ، و واسطه در ربط و اتّصال ذات او ، و نور او ، و صفات جماليّه و جلاليّهء او به موجودات شود .
هر حجاب و واسطهاى فرض شود ، از خود اوست ، نه از غير او ، و معناى مرآتى و آيتى ، دارد نه استقلالى ، و هر جا به نحو اطلاق و بدون قيد و قرينه گفتيم : رسول الله ولىّ خداست ، و علىّ ولىّ اللّه است ، و أئمّهء اطهار داراى مقام ولايت هستند ، و اولياء الله مىباشند ، معنايش آنست كه در مقام عرفان و شهود ، به درجهاى رسيدهاند كه : بين آنها و بين پروردگارشان هيچ حجاب و فاصلهاى نيست ، كه از غير خود آنها و وجود و هستى خود آنها باشد ، پس اگر حجابى باشد نفس هستى و وجود آنهاست كه حجاب اقرب و واسطهء فيض به موجودات هستند .
و اين مسئله ديگر تفاوتى ندارد ، چه در ولايت تكوينيّه باشد ، يا تشريعيّه . و به عبارت ديگر يا در ولايت حقّهء حقيقيّه باشد ، و يا اعتباريّه . زيرا كه لازمهء قرب واقعى و حقيقى - نه قرب مجازى و اعتبارى - وساطت در فيض ، و تدبير امور و شئون عالم ما سوى است . و اين امر ، امر قهرى و ضرورى است كه وجود اقدس آنان بدان رسيده است . و البتّه ولايت اعتباريّه و تشريعيّه نيز به دنبال ولايت حقيقيّه براى آنها آمده است .
و ما به حمد اللّه و المنّة اينك كه از بحث لغوى معناى ولايت فارغ شديم ، در كيفيّت ولايت و انحاء ولايت آن بزرگواران ، در ضمن دروس عديدهاى بحث خواهيم نمود - ان شاء اللّه تعالى .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٣