فرمودهاند ، در ذيل آيه :
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ
راجع به معناى ولايت بيان مىكند ، و مىگويد :
ولايت با فتحه ، نصرت و تصرّف و تربيت است ، و با كسره ، سلطنت و امارت است ، و آيه شريفه به هر دو گونه قرائت شده است . و لفظ هنالك اسم اشاره است كه به مكان اشاره مىشود ، و مراد از آن مرتبهء خاصّى از نفس است ، كه تشبيه به مكان شده است ، يعنى در آن حالى كه تمام آمال و آرزوهاى نفس از غير خداوند منقطع مىگردد ، براى نفس چنين مشاهده مىشود كه ولايت اختصاص به حضرت حقّ دارد ، آن خداوندى كه خود ظاهر شده است كه او فقط حقّ است و لا غير . و بنابر اين ولايت او باقى و ولايت غير او باطل است .
و بنابر اين فائده توصيف به حقّانيت خدا ، در اين ولايت ، براى اشعار بدين جهت است كه خداوند تبارك و تعالى در آن هنگام به حقّانيّت ظهور دارد ، و غير خدا به بطلان ظهور دارد « 1 » .
امّا خود علّامه در تفسير آيه وارده در مطلع گفتار كه در سورهء كهف آيه 44 واقع است :
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً
.
« در آنجا ولايت اختصاص به خداوند دارد كه حقّ است ، و او بهترين پاداش و بهترين عاقبت است » ، مىفرمايد : قرائت مشهور با فتحهء واو است ، و با كسره نيز قرائت شده است ، و در هر دو صورت ، معنى يكسان است .
و مفسّرين چنين ذكر كردهاند كه لفظ هنالك اشاره است به معناى گفتار خداوند : و احيط بثمره « ثمرات و ميوههاى باغ آن مرد منكر خدا و منكر روز قيامت ، و متّكى به نفس ، مورد غضب خدا و تباهى و نابودى واقع گشت » .
يعنى در آن موضع و يا در آن وقت كه وقت هلاكت و ظهور ولايت خداست . و ولايت را نيز به معناى نصرت و يارى گرفتهاند ، يعنى خداوند سبحانه و تعالى ناصر و ياور انسان است ، در وقتىكه بلايا و آفات از هر جانب به او روى آورد ، و انسان
هامش
( 1 ) - « تفسير بيان السّعادة » طبع سنگى ، ص 438 .