شمارهء 15 از « غاية المرام » از شيخ صدوق نقل كرديم « 1 » .
و نيز از « احتجاج » شيخ طبرسى آورديم « 2 » .
5 - او مىگويد : فرض كنيد : كه اين آيه دلالت بر امامت علىّ بن أبي طالب داشته باشد ، ليكن ما با شيعه در اين امر توافق داريم كه اين آيه در حال نزول آن دلالت بر امامت آن حضرت ندارد ، چون علىّ در حال حياة رسول خدا نافذ التّصرّف نبوده است ، پس بايد آيه را حمل بر امامت آن حضرت بعد از زندگى رسول الله بنمائيم ، و ما هم اين امر را قبول مىكنيم ، و حمل بعد از امامت ابو بكر و عمر و عثمان مىكنيم ، چون در آيه وقت امامتش معيّن نشده است .
پاسخ آن است كه اين آيه دلالت بر ولايت فعليّهء آن حضرت دارد ، و امامت و نفوذ تصرّف و امر و نهى لازمهء آنست ، و چون رسول خدا رحلت كردند امامت و زعامت از لوازم حتميّهء مترتّبهء بر ولايت است .
6 - او مىگويد : لائق به مقام علىّ عليه السّلام آن است كه در حال نماز مستغرق در ياد خدا و ذكر خدا باشد ، و چنين كسى چگونه استماع كلام غير را مىكند ؟
پاسخ آن است كه عدم استماع در حال فناء فى الله است ، نه در حال بقاء بالله ، و حالات آن بزرگوار هم فناء و هم بقاء بوده است ، و معلوم است كه بقاء بعد از فناء اشرف و افضل است .
7 - او مىگويد : دادن انگشترى در حال نماز ، فعل كثير است و شأن علىّ اين نيست كه چنين كارى را بكند .
پاسخ آن است كه فعل كثير نيست ، و خود اين عمل دلالت بر تجويز نظائر آن در حال نماز را دارد .
8 - او مىگويد : مشهور اين است كه علىّ عليه السّلام فقير بوده است ، و مالى نداشته است كه زكات به آن تعلّق گيرد « 3 » . و روى همين اصل مىگويند : چون سه
هامش
( 1 ) - صفحهء 239 از همين كتاب از « غاية المرام » از شيخ صدوق .
( 2 ) - صفحهء 244 از همين كتاب از « احتجاج طبرسى » .
( 3 ) - تعبير به اينكه على عليه السّلام فقير بوده است ، خالى از حزازت نيست ، زيرا فقير شرعا به كسى گويند كه مالى براى اعاشه نداشته باشد ، و يا قدرت كسب و كار نداشته باشد و حضرت امير المؤمنين