روافض ، و اگر اين آيه دلالت بر امامت او داشت بايد در مجلسى به آن استدلال كند ، و روافض نمىتوانند بگويند كه : از روى تقيّه بيان نكرده است ، زيرا مىگويند : در روز شورى به خبر غدير و به خبر مباهله احتجاج كرده ، و جميع مناقب و فضايل خود را بر شمرده است ، و چون به اين آيه تمسّك ننموده است ، ما يقين پيدا مىكنيم كه اين آيه دلالت بر ولايت او ندارد و اين گفتار روافض لعنهم الله ساقط است .
پاسخ آنكه أمير المؤمنين عليه السّلام در روز شورى به اين آيه احتجاج فرمود ، و در برابر سعد بن أبى وقّاص و عثمان و عبد الرّحمن بن عوف و طلحة و زبير آنان را به خدا سوگند داد و فرمود : فهل فيكم أحد آتى الزّكاة و هو راكع فنزلت فيه :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
غيرى ؟ ! قالوا : لا .
« آيا در ميان شما كسى هست كه در حال ركوع زكات داده باشد ، و دربارهء او اين آيه ولايت نازل شده باشد ، غير از من ؟ ! همه گفتند : نه » .
و ما اين استدلال حضرت را در روز شورى در همين مجلس از بحث ، در ضمن روايات وارده در تحت شمارهء 16 از « غاية المرام » نقل كرديم « 1 » .
و نيز از « احتجاج » شيخ طبرسى آورديم « 2 » .
و نه تنها در قضيّهء شورى بلكه در ابتداى غصب خلافت ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در ضمن احتجاج خود با أبو بكر ، به اين آيه ولايت استدلال و احتجاج نمودند ، آنجا كه فرمايد :
انشدك بالله أ لى الولاية من الله مع ولاية رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى آية زكات الخاتم أم لك ؟ ! قال : بل لك .
« تو را به خداوند قسم مىدهم كه : آيا با ولايت رسول خدا در آيه زكات انگشترى ، ولايت از جانب خدا براى تو است يا براى من ؟ ! ابو بكر گفت : بلكه براى توست » .
و ما اين استدلال بعد از غصب خلافت را در ضمن روايات وارده ، در تحت
هامش
( 1 ) - صفحهء 239 از همين كتاب از « غاية المرام » از شيخ طوسى در كتاب « امالى » .
( 2 ) - صفحهء 244 از همين كتاب از « احتجاج » طبرسى .