تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
در « محكم » تصريح كرده است همانند إمارت ، و ابن سكّيت گفته است : ولايت با كسره ، به معناى سلطان است . و پس از آنكه همانطور كه ذكر كرديم معانى مختلفى براى مولى مىكند ، مىگويد : مولى و همچنين ولىّ : الّذى يلى عليك أمرك ، يعنى آن كسى كه به عنوان تسلّط و برترى ، امور تو را عهده‌دار و متكفّل گرديده است . و مولى و ولىّ ، هر دو به معناى واحد هستند ، و از همين قسم است حديثى كه آمده است : أيّما امرأة نكحت به غير إذن مولاها ، و بعضى روايت كرده‌اند : به غير إذن وليّها . و ابن سلام از يونس روايت كرده است كه : إنّ المولى فى الدّين هو الولىّ ، هر جا كه در امور دينى لفظ مولى استعمال شود ، مراد از آن ولىّ ، و عهده‌دار و رئيس و متكفّل آن امر است ، بدليل آنكه خداوند تعالى مىفرمايد :
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ
يعنى لا ولىّ لهم . معناى آنكه كافران مولى ندارند ، آنست كه ولىّ ، و صاحب اختيار ، در امور دين ندارند . و بر همين اساس ، حديث شريف آمده است كه : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، أى من كنت وليّه ، يعنى هر كس كه من در امور دين او ولىّ و صاحب اختيار او هستم ، علىّ ، ولىّ او و صاحب اختيار اوست . تا آنكه گويد : و از جملهء معانى ولىّ كه در اسماء خداوند تعالى آمده است ، يكى ناصر است ، و گفته شده است : المتولّى لامور العالم القائم بها ، يعنى متولّى و عهده‌دار و صاحب اختيار امور عالم است ، و بر همهء عالم قيام دارد ، و بر آن امور متمكّن است . و گفته شده است كه معناى ولىّ در اينجا والى است و هو مالك الأشياء جميعها المتصرّف فيها . يعنى خداوند مالك همهء چيزهاست بطور كلّى ، و تصرّف كننده در آنهاست بطور عموم . و ابن اثير گفته است كه : مثل آنكه ولايت ، دلالت بر تدبير در امور ، و قدرت بر آنها ، و بجا آوردن آنها را دارد ، و هنگامى كه اين معانى سه گانه ( تدبير و قدرت و فعل ) با يكديگر مجتمع نشوند ، اطلاق لفظ والى در آنجا آزاد و رها نيست . و ولىّ يتيم ، به كسى گويند كه : امور يتيم را بر عهده گيرد ، و او را كفالت كند ، و ولىّ زن به كسى گويند كه : امور نكاح او تحت نظرش باشد ، و نگذارد كه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 17 | السيد محمد حسين الطهراني