أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ
8 -
وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ
9 -
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ
.
1 - خداوند ، ولىّ آنانست كه ايمان آوردهاند 2 - بدرستى كه ولىّ من خداست 3 - و خدا ولىّ مؤمنان است 4 - و اين به جهت آنست كه خداوند مولاى كسانى است كه ايمان آوردهاند 5 - خداوند خوب مولائى و خوب يارى كنندهاى است 6 - خود را در عصمت و مصونيّت خدا درآوريد ، زيرا كه او مولاى شماست ، و خوب مولائى است . 7 - بگو ( اى پيغمبر ) اى كسانى كه طريقهء يهوديّت را اتّخاذ كردهايد ، اگر چنين مىپنداريد كه شما اوليائى براى خدا هستيد ، غير از مردم 8 - و اگر آن دو زن ( عائشه و حفصه ) بر عليه پيغمبر ، معين و همكار هم گردند ، پس بدرستى كه ، خداوند مولاى پيغمبر است 9 - و سپس به سوى خداوند كه مولاى حقّ ايشانست باز گردانيده شدند .
و والى كه در گفتار خداوند آمده است :
وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ
« از براى ايشان غير از خداوند هيچ والى نيست » به معناى ولىّ مىباشد ، يعنى ايشان غير از خدا وليّى ندارند .
و سپس راغب بسيارى از آيات قرآن را كه در آنها نام ولىّ برده شده ، و نفى ولايت از غير خدا نموده است ، و نهى از اتّخاذ ولايت يهود و نصارى ، و ولايت دشمنان خدا ، و بسيارى از آياتى را كه در آنها مشتقّات اين مادّه ذكر شده است ، بيان كرده ، و معناى مناسب آنها را ذكر كرده است .
بارى ما در اينجا آنچه لازم بود ، از كتب لغت ، دربارهء معناى ولايت و مشتقّات آن آورديم تا خبير بصير بر خصوصيّات معانى و موارد استعمال آنها مطّلع گردد ، و با تدبير و تأمّل بدست آورد كه : تمام اين معانى مختلفى را كه براى ولايت و ولىّ و مولى و غيرها نمودهاند - چنان كه در « تاج العروس » گويد : معانى ولىّ به بيست و يك قسم مىرسد - همه و همه راجع به يك معناى واحد است ، كه آن اصل و ريشهء معناى ولايت است ، و بقيّهء معانى آن نيز با استعاره از آن معنى آورده شده است ، و يا آنكه اصل معناى ولايت در همگى اين موارد استعمال محفوظ است ، غاية الأمر به مناسبت جهتى از جهات ، آن معناى اصل را با ضميمهء خصوصيّتى كه در مورد استعمال در نظر گرفتهاند ملاحظه نمودهاند .