تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
و المغفرة لولايتهم كلّ إمام عادل من الله . « از تاريكيهاى گناهان خداوند آنان را داخل در نور توبه مىكند ، و داخل در نور غفران مىنمايد ، به جهت آنكه ايشان ولايت هر امام عادلى را از جانب خداوند بر عهده دارند » .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ
. « و كسانى كه كافر شده‌اند ، اولياى ايشان طاغوت است ، كه آنان را از نور به درون تاريكىها مىبرد » ، « و مراد از اين آيه آنست كه : آنان بر نور اسلام بوده‌اند ، همين كه ولايت هر امام جائرى را چون از جانب خدا نيست بر عهده گيرند ، به واسطهء اين ولايت از نور اسلام به ظلمات كفر داخل مىشوند ، و بنابر اين خداوند آتش را براى آنان واجب گردانيده است كه با كافران بسوزند » . و در « نهايهء ابن اثير » گويد : از جملهء اسماء خداوند تعالى ولىّ است ، يعنى ناصر و يارى كننده ، و گفته شده است ، كه معناى آن : متولّى ادارهء امور عالم و خلائق است كه به خداوند قيام دارند . و از جملهء اسماء خداوند ، والى است ، و آن به معناى مالك جميع اشياء و تصرّف كننده در آنهاست ، و گويا كه ولايت اشعار به تدبير و قدرت و فعل دارد ، و تا وقتىكه تدبير و قدرت و فعل ، با هم مجتمع نشوند ، اسم والى بر آن رها و آزاد نيست . تا آنكه گويد : و لفظ مولى در حديث بسيار آمده است : و آن اسمى است كه بر جماعت كثيرى گفته مىشود : و آن عبارت است از ربّ ( مربّى و صاحب اختيار ) و مالك ( صاحب ملك ) و سيّد ( آقا و بزرگوار ) و منعم ( نعمت بخشنده ) و معتق ( آزاد كننده ) و ناصر ( يارى كننده ) و محبّ ( دوست دارنده ) و تابع ( پيروى كننده ) و جار ( همسايه ) و ابن عمّ ( پسر عمو ) و حليف ( هم سوگند ) و عقيد ( هم‌پيمان ) و صهر ( داماد ) و عبد ( غلام و بنده ) و معتق ( غلام يا كنيز آزاد شده ) و منعم عليه ( نعمت بخشيده شده ) ، و بسيارى از اين معانى در حديث آمده است و بنابر اين هر يك از اين معانى به آنچه در آن حديثى كه وارد شده است ، اقتضا دارد ، نسبت به آن داده مىشود . و هر كس كه متصدّى امرى گردد ، و يا قيام بر آن امر كند آن كس مولى و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 15 | السيد محمد حسين الطهراني