تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
و اصل آن معنى همان معنائى است كه راغب در « مفردات » نموده است ، چنان كه در مادّهء ولى گويد : الولاء و التّوالى أن يحصل شيئان فصاعدا حصولا ليس بينهما ما ليس منهما . « ولاء و توالى عبارت است از آنكه : دو چيز و يا بيشتر ، طورى بشوند كه بين آن دو چيز غير از آن دو نباشد » يعنى بين آن دو چيز ، هيچگونه حجاب ، و مانع ، و فاصله ، و جدائى ، و غيريّت ، و بينونت ، نباشد بطورى كه اگر فرض شود چيزى بين آن دو چيز وجود داشته باشد ، از خود آنها باشد ، نه از غير آنها . مثلا مقام وحدانيّت و يگانگى كه بين بنده و پروردگارش پيدا شود ، كه هيچگونه حجاب و پرده‌اى در هيچيك از مراحل طبع ، و مثال ، و نفس ، و روح ، و سرّ ، نبوده باشد ، اين را ولايت گويند . و مقام يگانگى كه بين حبيب و محبوب ، و عاشق و معشوق ، و ذاكر و مذكور ، و طالب و مطلوب ، پيدا شود بطورى كه ابدا جدائى به هيچ وجه من الوجوه نبوده باشد ، آن را ولايت نامند . و بر اين اساس ، خداوند تعالى ، ولىّ همهء موجودات است ، بطور مطلق ، در عالم تكوين ، و همهء موجودات نيز بدون استثناء تكوينا ولى خدا هستند ، زيرا هيچ حجاب بين خداوند ربّ ، و بين موجودات مربوب نيست مگر آنكه از خود آنهاست ، و امّا در عالم تشريع و عرفان ، ولايت حقّ ، اختصاص به كسانى دارد كه از مراحل شرك خفى بطور كلّى عبور كرده ، و از همهء حجابهاى نفسانى گذشته ، و در نقطهء اصلى و حقيقت عبوديّت قرار گرفته‌اند . و بر همين ميزان است كه به هر يك از دو طرف نسبت و اضافه ، ولىّ مىگويند ، يعنى بينونت و غيريّت بطور كلّى از بين رفته است و هو هويّت پديد آمده است . اينست حقيقت ولايت ، و از اينجا مىبينيم كه اوّلا - در ولىّ به معناى مفعول تمام آثار و خصوصيات ولىّ به معناى فاعل مشهود مىشود ، و چون آئينه بدون مختصر خودنمائى ، تمام چهرهء صاحب صورت را در خود منعكس مىكند . و ثانيا - تمام مشتقّاتى كه از ولىّ شده است ، و تمام معانيى كه براى آن ذكر
امام شناسى (فارسى) — صفحة 20 | السيد محمد حسين الطهراني