تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
و امّا عامّه كه بناى مذهب آنها ، مخالف اين ولايت است ، با وجود اقرار و اعتراف به شأن نزول آن دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام ، طبق روايات كثيرى كه از مصادر خودشان توسّط حفّاظ و اعلام و مهرهء فنّ روايت كرده‌اند ، مع‌ذلك در تفسير اين آيه ، هر يك راه تأويل و توجيهى را پيموده‌اند ، كه تا بدين وسيله از دلالت آيه بر ولايت آن حضرت كه ملازم با امامت ايشان است رفع يد كنند .

[ شبهات فخر رازى پيرامون آيه و ردَّ بر آنها ]

فخر رازى در تفسير خود ، كوشش بسيار نموده و سعى وافى به خرج داده است تا به هر گونه ممكن باشد ، نگذارد كه امامت و ولايت مولاى متّقيان و إمام موحّدان از اين آيه استنتاج گردد ، ولى همانطور كه خواهيد ديد اين كوشش‌ها جز حسرت بر او چيز ديگرى نخواهد بود « ثمّ تكون حسرةً عليهم » « 1 » . زيرا كجا مىتواند حركات مگس‌ها روى آفتاب را بپوشاند ؟ و شعاع تابان خورشيد را محو و مطموس گرداند ؟
از همه محروم‌تر خفّاش بود * كو عدوى آفتاب فاش بود
اينك ما يكايك از ايرادات او را ذكر مىكنيم ، و پاسخ آن را نيز مىآوريم ، تا ببينيد چقدر از جادّهء صواب و راه مستقيم به دور افتاده است ؟ ! 1 - او مىگويد : چون اين دو آيه بين دو دسته از آياتى قرار گرفته‌اند كه نهى از ولايت يهود و نصارى مىكند ، و مراد از ولايت آنها نصرت و يارى آنهاست ، بنابر اين مراد از ولايت در اين دو آيه هم ، معناى نصرت و يارى كردن است . و آن آيات چنين است ، أوّل : آيه 51 از اين سوره : سورهء مائده :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
.
هامش
( 1 ) - اين جمله ، فقره‌اى از آيه 36 از سورهء 8 : انفال است ، و تمام آيه اينست :إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ. « آنان كه كفر ورزيده‌اند ، أموال خود را در مواردى خرج مىكنند كه مردم را از راه خدا مانع شوند ، و راه خدا را ببندند و ببرند ، و بنابر اين ، آنان اين اموال را مصرف مىكنند ، و ليكن بالنّتيجه حسرت براى آنها خواهد بود زيرا كه مغلوب مىشوند » . هم مال از دستشان رفته و هم به منظور نرسيده‌اند . و ما اين آيه را استشهاد آورديم ، كنايه از آنكه أمثال فخر رازى كه با شيعه عناد مىورزند ، علوم و أفكار خود را در راه برگردانيدن معانى آيات از اهل بيت مصرف مىكنند و بالنتيجه براى آنها حسرت است ، زيرا در برابر منطق مغلوب مىشوند ، هم علومشان تباه مىگردد ، و هم به منظور و مقصود خود نمىرسند ، زيرا كه آفتاب طلوع كرده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 252 | السيد محمد حسين الطهراني