مىتواند بكند ، در صورتى كه قابل نيابت و خلافت باشد ، شخص ولىّ مىتواند آنها را بجاى بياورد مانند ولىّ شخص ميّت ، زيرا كه وارث داراى ولايت است ، و همه گونه تصرّفاتى كه شخص متوفّى در أموال خود در زمان حيات مىكرده است ، اينك ولىّ او كه وارث اوست همان تصرّفات را مىكند . و اين را ولايت وراثت گويند .
و مانند ولىّ صغير كه در امور صغير همه گونه تصرّفاتى كه بايد انجام دهد ، با ولايت خود انجام مىدهد .
و مانند ولىّ نصرت كه در امر مورد نظر همه گونه يارى و كمك را از جهت دفاع مىكند .
و معلوم است كه : خداوند تعالى ولىّ بندگان است ، در تدبير امور آنها ، در دنيا و آخرت ، و ولىّ مؤمنان است در تدبير أمر دين و دعوت و هدايت آنها به سوى كمال ، با اعطاء توفيق و ردّ موانع و سدّ قواطع و پيغمبر ، ولىّ بندگان و مؤمنان است به ولايت خداوند و به اذن خدا ، و امير المؤمنين عليه السّلام نيز به ولايت خداوندى ولايت بر امّت رسول الله دارد ، و لهذا ما در آيه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا
بايد ولايت را به همان معناى حقيقى و اصلى و واقعى خود بگيريم ، و لازمهء آن تصرّف در امور ، و أولويّت در نفس و جان و مال و عرض و دين است .
در آيه مباركه ، اين ولايت را به صيغهء مفرد آورده است ، و
إِنَّما وَلِيُّكُمُ
فرموده است ، با آنكه خبر آن ، الله و رسوله و المؤمنون الّذين مىباشد ، به جهت آنكه ولايت ، أمر واحدى است و قابل تعدّد و تكثّر نيست ، مگر به لحاظ ظروف مجازا و اعتبارا ، و معلوم است كه أصل ولايت منحصر در ذات حضرت حقّ است تبارك و تعالى ، و براى رسول الله و غير رسول الله بالتّبع و المجاز .
و با كلمهء انّما كه براى حصر است ، آن حقيقت در انحصار خدا و رسول خدا و خلفاى حقّهء آن حضرت است ، كه رفع همه گونه حجابها را نموده ، و بين آنان و ذات اقدس حقّ فاصله و حجابى نيست .
و روى اين اصل ، ولايت امر واحدى است ، و ولايت خدا و رسول خدا و زكات دهندهء در حال ركوع ، يك ولايت است ، و يك معنى دارد . و شاهد بر اين معنى آنكه در ذيل آيه بعد مىفرمايد :
فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
يعنى كسانى كه ولايت