و على هذا به آنچه بعضى از عامّه و مخالفين كه ذكر كردهاند : حديث نزول آيه در قصّهء انگشترى يك امر ساختگى است ، نبايد اعتنائى كرد ، و بعضى از آن مخالفين همچون ابن تيميّه ، ادّعاى اجماع علما را بر مجعول بودن اين روايات نمودهاند . و اين از آن ادّعاهاى عجيب است ، و ما در اين مقام آنچه را كه حقّ مسئله بود بيان كرديم « 1 » .
[ بيان و تفسير آيه ولايت ]
تا به حال آنچه بحث شد راجع به شأن نزول آيه ولايت بود ، و دانستيم كه مضافا بر اجماع و ادّعاى اجماع و اتّفاق ، روايات كثيره و مستفيضه و بلكه متواترهاى دربارهء نزول آن نسبت به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام وارد شده است ، حال ببينيم دلالت آيه چيست و از نظر فقه القرآن چه دلالتى دارد ؟
ولىّ ، همانطور كه ذكر شد صيغهء فعيل از مصدر ولايت است ، و همانطور كه راغب اصفهانى در « مفردات القرآن » گفته است : الولاء ( با فتح واو ) و التّوالى أن يحصل شيئان فصاعدا حصولا ليس بينهما ما ليس منهما .
« ولاء و توالى اينست كه : دو چيز و يا بيشتر از دو چيز به طورى شوند كه هيچ چيز غير از خود آن دو چيز در ميان آن دو چيز نباشد » .
اينست حقيقت معناى ولايت ، و بقيّهء معانى كه براى آن شده است از قبيل نصرت و محبّت و مودّت و تصرّف در امور و ولاى عتق و امثالها همه راجع به آن اصل و ريشه است ، كه در هر موردى از موارد ، با حفظ همان معناى أصلى يكى از اين خصوصيّات به عنوان مورد و موضوع قرار داده شده است .
و بنابر اين لفظ ولايت به نحو اشتراك لفظى داراى معانى عديده نيست ، بلكه به نحو اشتراك معنوى معناى واحدى دارد ، كه در اين موارد و عناوين مختلف از باب انطباق آن امر واحد در اين مصاديق استعمال شده است . و هر جا كه قرينهاى براى صرف معناى حقيقى به معناى استعارى و مجازى و ملاحظهء عين خصوصيّت مورد و ارادهء خصوصيّت تصرّف و محبّت و عتق و امثالها در ميان نباشد ، همان معناى
هامش
( 1 ) - « تفسير الميزان » ج 6 ص 23 و ص 24 ، و حضرت استاد علّامهء طباطبائى از اوّل اين مجلّد تا پايان اين مطلب كه ص 24 است ، فقط در پيرامون اين موضوع و اثبات صحّت و تحقّق داستان خاتم ، و تفسير اين دو آيه واردهء در اين باب بحث كردهاند .