دربارهء گفتار خداوند تعالى :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
روايت مىكند كه در شان علىّ بن ابي طالب فرود آمده است .
و نيز با اسناد خود مرفوعا از موسى بن قيس حضرمى از سلمة بن كهيل روايت مىكند كه : علىّ عليه السّلام ، در حال ركوع ، انگشترى خود را صدقه داد ، و اين آيه نازل شد :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
.
در اينجا باز علّامهء مجلسى اضافه مىكند كه : سيّد ابن طاووس در كتاب « سعد السّعود » گويد :
من در تفسير محمّد بن عبّاس بن علىّ بن مروان ديدم كه او نزول آيه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
را دربارهء على عليه السّلام از نود طريق با اسناد متّصل روايت كرده است ، كه تمام رجال و روات آنها و يا غالب روات آنها از مخالفان أهل بيت عليهم السّلام بودهاند ، و از روات مىباشند : علىّ عليه السّلام و عمر بن خطّاب و عثمان و زبير و عبد الرّحمن بن عوف و سعد بن أبى وقّاص و طلحة و ابن عبّاس و أبو رافع و جابر أنصارىّ و أبو ذرّ و خليل بن مرّة و علىّ بن الحسين و الباقر و الصّادق عليهم السّلام و عبد الله بن محمّد بن حنفيّة و مجاهد و محمّد بن سرىّ و عطاء بن سائب و محمّد بن سائب و عبد الرّزّاق .
و از جمله رواياتى كه او روايت مىكند ، روايتى است از اسماعيل بن اسحاق راشدىّ ، از يحيى بن هاشم ، از محمّد بن عبيد الله بن أبى رافع ، از عون بن عبيد الله ، از پدرش ، از جدّش أبى رافع كه او گفت .
من بر رسول خدا وارد شدم ، و در حال خواب بود ، و يا در حال وحى كه به او مىرسيد ، در اين حال ديدم كه در كنار اطاق مارى است ، و من ناخوش داشتم كه آن مار را بكشم ، و در اثر كشتن آن مار ، پيغمبر از خواب بيدار شود . و من چنان مىپنداشتم كه پيغمبر در حال وحى است ، در اين حال بين پيامبر و بين مار به روى زمين دراز كشيدم ، تا اگر أحيانا در أثر مار سوء اتّفاقى بيفتد براى من باشد ، نه براى پيغمبر .
پيغمبر از خواب بيدار شد و اين آيه را تلاوت مىكرد :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا
. و پس از آن فرمود : الحمد لله الّذى أكمل لعلىّ نعمه و هنيئا لعلىّ بتفضيل الله .
« سپاس اختصاص به خداوند دارد آن كه براى علىّ نعمتهاى خود را كامل