« در نزد علىّ كه در حال خواندن نماز نافله بود ، سائلى ايستاد ، و سؤال كرد ، و علىّ انگشترى خود را بيرون آورد و به او داد » و سائل به نزد رسول الله آمد ، و او را مطّلع كرد ، و اين آيه نازل شد .
و همچنين ابن بطريق با اسناد خود ، از ضحّاك ، از ابن عبّاس در گفتار خداوند عزّ و جلّ :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا
روايت كرده است كه مراد علىّ بن أبي طالب است از جملهء
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
. عبد الله بن سلام گفت : يا رسول اللّه ، من ديدم كه علىّ بن أبي طالب در حال ركوع ، به مرد محتاجى ، انگشترى خود را صدقه داد . و بنابر اين ما ولايت او را مىپذيريم ! « 1 » و نيز با إسناد خود از كلبىّ از أبو صالح از ابن عبّاس روايت كرده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حال وضو گرفتن بود ، كه آيه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
بر او نازل شد ، و پيامبر ارادهء مسجد كرد و به مسجد مىرفت ، كه به سائلى برخورد كرد ، و از او پرسيد : در مسجد كه بود ؟ ! سائل گفت : مردى بود كه در حال ركوع انگشترى خود را به من تصدّق داد ، و پيامبر داخل مسجد شد ، و ديد كه على عليه السّلام آنجا است .
و نيز با اسناد خود مرفوعا از ابن زبير از جابر روايت مىكند كه : عبد الله بن سلام و جماعتى با او آمدند و از دورى كردن مردم يهود با آنها ، از وقتى كه اسلام آورده بودند شكوه داشتند .
رسول الله به آنها فرمود : ببينيد سائلى را مىجوئيد ! و ما همگى به مسجد رفتيم و سائلى به نزد رسول الله آمد ، حضرت از او پرسيد : آيا كسى به تو چيزى داده است ؟ ! گفت : آرى من به مردى كه در حال ركوع بود گذشتم ، و انگشترى را به من داد .
حضرت فرمود : برو و او را به من نشانى بده ! عبد الله بن سلام گويد : ما همگى رفتيم و ديديم كه على ايستاده و به نماز مشغول است و سائل گفت : اين است آن مرد . و آيه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
نازل شد .
و نيز با اسناد خود مرفوعا از عبد الوهّاب بن مجاهد ، از پدرش ، از ابن عبّاس ،
هامش
( 1 ) - اين روايت را در « غاية المرام » ص 106 تحت حديث شماره نوزدهم از عامّه از ابو نعيم حافظ اصفهانى از ضحّاك . از ابن عبّاس آورده است .