تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
گفت : بخوان :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
. « 1 » اين حديث شريف را بدين مضمون و كيفيّت بسيارى از مفسّرين عظام و علماء أعلام در كتب خود ذكر كرده‌اند ، از جمله شيخ أبو الفتوح رازىّ « 2 » و شيخ أبو على : فضل بن حسن طبرى « 3 » و صاحب « غاية المرام » در « تفسير برهان » سيّد هاشم بحرانى « 4 » و ابن طاوس « 5 » . علّامهء امينى ( ره ) بعد از نقل اين حديث بعينه از ابو اسحاق ثعلبى در تفسير خود ، در ذيل آن گويد : اين حادثه و واقعه و نزول آيه را جمع كثيرى از أئمّهء تفسير و حديث آورده‌اند كه از جملهء ايشان است : طبرىّ در تفسير خود ج 6 ص 165 از طريق ابن عبّاس و عتبة ابن أبى حكيم و مجاهد ، و واحدىّ در « أسباب النّزول » ص 148 از دو طريق ، و رازىّ در تفسير خود ج 3 ص 431 از عطاء از عبد الله بن سلام و ابن عبّاس و حديث ابو ذر كه ذكر شد ، و خازن در تفسير خود ج 1 ص 496 ، و أبو البركات در تفسير خود ج 1 ص 496 ، و نيشابورىّ در تفسير خود ج 3 ص 461 ، و ابن صبّاغ مالكى در « فصول المهمّة ص 123 حديث ثعلبى مذكور را ، و ابن طلحهء شافعى در « مطالب السّؤول » ص 31 به لفظ ابو ذر كه ذكر شد ، و سبط ابن جوزىّ در « تذكرة » ص

[ داستان صدقه دادن انگشترى مورد قبول مفسَّرين و محدَّثين است ]

9 از تفسير ثعلبىّ از سدّى و عتبة و غالب بن عبد الله ، و گنجى شافعى در « كفاية » ص 106 با اسنادش از انس ، و ص 122 از ابن عبّاس از طريق حافظ العراقين و خوارزمى و ابن عساكر از ابو نعيم و قاضى ابو المعالى ، و خوارزمى در « مناقب » ص 178 با دو طريق ، و حمّوئى در « فرائد السّمطين » در باب 14 از طريق واحدى ، و در باب 39 از انس ،
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 103 و ص 104 ، حديث اول از عامّه و در ص 105 و ص 106 با سند ديگر در تحت شمارهء حديث چهاردهم از حمّوئى در « فرائد السّمطين » از عامّه آورده است و در « تفسير الميزان » ج 6 ص 19 و ص 20 از ثعلبى نقل كرده‌اند . ( 2 ) - « تفسير ابو الفتوح » طبع مظفرى ، ص 174 و ص 175 . ( 3 ) - « تفسير مجمع البيان » طبع صيدا ، ج 2 ، ص 210 . ( 4 ) - « تفسير برهان » طبع سنگى ج 1 ، ص 294 . ( 5 ) - كتاب « طرائف » طبع حروفى ص 47 و ص 48 ، و نيز در « إحقاق الحقّ » ج 4 ، ص 59 ، از ثعلبى بنابر نقل « مناقب » عبد الله شافعىّ ص 112 خطّى آورده است .