أبو بكر مردويه حافظ در كتاب « فضائل » بياورد ، و او از جمله اصحاب حديث است ، اين حديث به چند طريق مختلف ، از جماعت بسيار از صحابه ، و اين بيتها بياورد آنجا :
أوفى الزّكاة مع الصّلاة أقامها * و الله يرحم عبده الصّبّارا 1
من ذا بخاتمه تصدّق راكعا * و أسرّه فى نفسه إسرارا 2
من كان بات على فراش محمّد * و محمّد يسرى و ينحوا الغارا 3
من كان جبريل يقوم يمينه * فيها و ميكال يقوم يسارا 4
من كان فى القرآن سمّى مؤمنا * فى تسع آيات جعلن كبارا 5
1 - با نمازى كه اقامه مىكرد زكات خود را هم مىداد ، خداوند بندهء صابر و شكيباى خود را رحمت دهد .
2 - كيست آن كه در حال ركوع انگشترى خود را صدقه داد ، و اين صدقه را بنهايت پنهانى و اختفاء داد ؟
3 - كيست آن كه در رختخواب محمّد شب را بيتوته كرد ، و محمّد به راه افتاد و به سمت غار روانه شد ؟
4 - كيست آن كه جبرائيل از جانب راستش ، و ميكائيل از جانب چپش در آن شب ايستادند ؟
5 - كيست آن كه در نه آيه از آيات قرآن مؤمن ناميده شد ، آن آياتى كه بزرگ قرار داده شدند ؟
و صاحب دو بيت گويد :
و لمّا علمت بما قد جنيت * و أشفقت من سخط العالم
نقشت شفيعى على خاتمى * إماما تصدّق بالخاتم
و اين را بعضى از شعراء به شعر ترجمه كردهاند :
چون جرم خويش ديدم ، ترسيدم از خدا * راندم بسى ز ديده به رخسار از دموع
نام شفيع خود به نگين برنوشتم آنكه * انگشترى خويش ببخشيد در ركوع
« 1 »
هامش
( 1 ) - « تفسير روح الجنان و روح الجنان » شيخ ابو الفتوح رازى ، طبع مظفّرى ، ج 2 ص 174 تا ص 176 .