بارى اينك كه تا اندازهاى شأن نزول ، و جهات ولايت راجع به آيه شريفه روشن شد ، سزاوار است كه در پيرامون بعضى از روايات وارده و سپس در تبيين و تفسير آيه شريفه به بحث پردازيم :
در « غاية المرام » در پيرامون اين آيه بيست و چهار روايت از طريق عامّه ، و نوزده روايت از طريق خاصّه روايت مىكند ، و ما اينجا به ذكر بعضى از آنها مبادرت مىجوئيم :
1 - ثعلبى گفته است كه : سدّى و عتبة بن أبى حكيم و غالب بن عبد الله گفتهاند كه : مراد خداوند سبحانه و تعالى از گفتار خود : إنّما وليّكم الله و رسوله و الّذين آمنوا الّذين يقيمون الصّلاة و يؤتون الزّكاة و هم راكعون ، علىّ بن ابي طالب عليه السّلام بوده است ، چون وقتى او در مسجد و در حال ركوع بود ، و انگشترى خود را عطا كرد .
[ بيان تفسير ثعلبى در شأن نزول آيه ولايت ]
و سپس ثعلبى گفته است : خبر داد به ما ابو الحسن محمّد بن قاسم فقيه ، او گفت : حديث كرد براى ما عبد الله بن أحمد شعرانى ، او گفت : خبر داد به ما أبو علىّ أحمد بن علىّ بن رزين ، او گفت : حديث كرد براى ما مظفّر بن حسن انصارى ، او گفت : حديث كرد براى ما سرّى بن على ورّاق ، او گفت : حديث كرد براى ما يحيى بن عبد الحميد حمانى ، از قيس بن ربيع ، از أعمش ، از عباية بن ربعىّ ، او گفت : حديث كرد براى ما عبد الله بن عبّاس كه در وقتى كه او در لب چاه زمزم نشسته بود ، و براى مردم از قول رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن مىگفت ، مردى كه : سر و صورت خود را به عمامه پيچيده بود ، به ما وارد شد ، و ابن عبّاس هر روايتى را كه از رسول الله نقل مىكرد ، و مىگفت : قال رسول الله ، او هم بلافاصله روايتى را از رسول الله نقل مىكرد ، و مىگفت : قال رسول الله .
ابن عبّاس به او گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه خود را معرّفى كنى ! تو كيستى ؟ ! آن مرد عمامه را از چهرهء خود برداشت ، و گفت : أيّها النّاس هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد ، و هر كس مرا نمىشناسد من جندب بن جنادة بدرىّ : أبو ذرّ غفارىّ هستم !