درايت حقيقت آن است . و اين مساكين چنين مىپندارند كه با معنى كردن عبارت ، حديث را فهميدهاند و مىگويند : مگر اصحاب أئمّه فلسفه خوانده بودند ؟
[ واقعيّت تشيَّع مبنى بر درايت است نه مجرّد روايت ]
آرى افراد متكلّمى همانند هشام بن حكم و محمّد بن نعمان أحول : مؤمن الطّاق و غيرهما به علوم عقليّة آشنائى كامل داشته ، و به اصطلاحات آن روز به تمام معنى الكلمة وارد بودهاند .
مرحوم علّامهء امينى در كتاب شريف « الغدير » گويد : در كتاب زيد زرّاد از حضرت صادق عليه السّلام وارد است كه حضرت باقر عليه السّلام به آن حضرت گفتند :
يا بنىّ اعرف منازل شيعة علىّ على قدر روايتهم و معرفتهم ، فإنّ المعرفة هى الدّراية للرّواية ، و بالدّرايات للرّوايات يعلو المؤمن إلى أقصى درجة الإيمان .
« اى نور ديدهء من ! مقدار مراتب و درجات شيعيان علىّ را بر اساس مقدار روايت آنها و مقدار درايت و فهم آنها بشناس ! چون معرفت ، مجرّد روايت خواندن نيست ، بلكه معرفت ، فهميدن و ادراك كردن روايت است ، و بواسطهء فهميدن و پى به معانى واقعى روايات بردن ، مؤمن به بلندترين قلّه از درجات ايمان صعود مىكند » .
إنّى نظرت فى كتاب علىّ عليه السّلام فوجدت فيه : إنّ زنة كلّ امرىء و قدره معرفته ، انّ الله يحاسب العباد على قدر ما آتاهم من العقول .
« من در كتاب امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب نظر كردم ، و در آن چنين يافتم كه : ميزان و اندازهء هر مردى به اندازهء معرفت اوست ، خداوند ، بندگان خود را بر ميزان همان مقدار از عقلهائى كه به آنان داده است محاسبه مىنمايد » .
و در كتاب « غيبت نعمانى » ص 70 در ضمن حديثى از حضرت صادق عليه السّلام آمده است كه :
خبر تدريه خير من عشر ترويه ، إنّ لكلّ حقّ حقيقة و لكلّ صواب نورا .
« يك چيزى را كه تو بفهمى و به معناى حقيقى آن برسى و درايت كنى ، بهتر است از ده چيزى كه روايت كنى ! بدرستى كه از براى هر مطلب حقّى ، حقيقت و واقعيّتى است ، و از براى هر چيز راست و استوارى نورى است » .
و در كتاب « كشف الغمّة » شعرانى ج 1 ص 40 آمده است كه :
كان علىّ بن أبي طالب رضى الله عنه يقول : كونوا للعلم وعاة ! و لا تكونوا له