تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
تشريع را بر زمين زنند ، آيا اين طريق ، غلط نيست ؟ با يك روايتى كه بدون سند و يا ضعيفى كه در آن نهى از فلسفه شده است ، از اين سوء استفاده كرده و از اين نام بهره‌بردارى غلط نموده‌اند و آن گاه هر طرز تفكّر و تعقّلى را محكوم مىكنند كه از خواندن فلسفه نهى شده است . آخر كسى به آنان نمىگويد : كدام فلسفه ؟ ! آيا فلسفهء مادّيّين و دهريّين و حكماى قبل از اسلام از ايرانيان و مصريان و هنديان و يونانيان ؟ و يا فلسفهء اسلام كه يك دنيا درخشش دارد ، و يك دنيا عظمت و ابّهت و جلال دارد ؟ كتاب‌هاى صدر المتألّهين شيرازى رضوان الله عليه حقّا موجب فخر عالم تشيّع و بلكه عالم اسلام است ، تحقيقات و تدقيقات اين رادمرد بزرگ در زواياى آيات و روايات ، مشكل‌گشاى اساسى راه معرفت و پيشرفت است . پس چقدر ناجوانمردى است كه از اسم فلسفه و تشابه لفظى آن با فلسفهء اسلام بخواهيم با تردستى جا بزنيم ، و آن طرز منهى را بدين طرز پسنديده و معروف قالب كنيم . چقدر ناجوانمردى است كه بخواهم : أمير مؤمنان را با لا حكم إلا لله محكوم كنيم ؟ چقدر ناجوانمردى است كه بخواهيم رسول خدا را با آيات قرآن ، آياتى كه خودش آورده است ، محجوج كنيم ، و او را معزول سازيم ؟ چقدر ناجوانمردى است كه از تشابه لفظى لفظ تصوّف و صوفيّه سوء استفاده كنيم ، و بخواهيم به كلّى راه شهود و وجدان و عرفان و لقاء الله را ببنديم ؟ چقدر ناجوانمردى است كه مكتب امثال سيّد بن طاوس و شهيدين ، و نراقيّين ، و سيّد مهدى بحر العلوم ، و ابن فهد حلّى ، و مجلسى اوّل ، و آقا سيّد على شوشترى ، و شيخ انصارى و آخوند ملّا حسين‌قلى همدانى ، و شاگردان پر فيضش را به امثال حسن بصرى و محمّد بن منكدر و سفيان ثورى و امثالهم از كسانى كه تصوّف را يك راه جدا براى جدائى از ائمّه پنداشتند ، قياس كنيم ؟ و از لفظ صوفى كه در بعضى از روايات در ذمّ آنها وارد شده است ، جهلا و يا با تعمّد جهلانى ، با تطبيق اين عنوان ، همه را زير مهميز اين كلمه قرار داده ، و پيوسته آنها را با تازيانه و شلّاق تبعيد و تكفير و تفسيق و سخنان ناشايست و اتّهامات نابخردانه مضروب سازيم ؟ آشنائى با ظواهر قرآن و ظواهر روايات بدون تكميل قوّهء عاقله ، و سپس خود را
امام شناسى (فارسى) — صفحة 189 | السيد محمد حسين الطهراني