بإظهارهم البدع الثّلث من بعد ان عرج بنبيّهم المسيح عيسى بن مريم عليه السّلام . « 1 » « يعنى به پيرو آنچه را من براى تو ذكر كردم ، هيچگاه از خاطرات دور مدار ، كه منزله و مكانت اين شيخ نسبت به پيروان گمراه او ، به منزلهء علوج سه گانه است ، كه ادّعاى نصرانيّت كرده ، و بواسطهء إظهار بدعتهاى سهگانهاى را كه نهادند ، دين مسيح را بعد از عروج آن حضرت به آسمان خراب كردند و فاسد نمودند » .
و طائفهء شيخيّهء پشت سريّه را ، گمراه ، و در قبال آنان ، مخالفين آنان را كه به بالا سريّه معروفند « 2 » اهل استقامت مىشمرد ، و بعد شرح مشبعى راجع به فتنهء بابيّه بيان مىكند « 3 » .
بارى اين دو طائفهء مشخّص از اسلام جدا شدند : وهّابيّه و بهائيّة ، و همچنان كه ما نمىتوانيم بهائيّه را از فرق شيعه بدانيم ، همچنين نمىتوانيم وهّابيّه را از فرق عامّه بدانيم ، زيرا كه با عامّه مخالفند ، و عامّه نيز آنان را از خود جدا و مجزّى مىدانند . هدم قبور أئمّهء طاهرين از روشنترين موارد مخالفت آنها با اسلام است . بسيارى از افرادى كه به عنوان حمايت از مكتب اهل بيت عصمت عليهم السّلام با عرفان و حكمت متعاليه مخالفت مىكنند ، و مكتب أهل بيت را جدا مىدانند ، از همين قبيل مردم كوتاه نظر و كوتاه فكرى هستند كه بر اساس مشرب أخباريّين ، به ظواهر أخبار بدون درايت و دقّت كافى در محتوى و مغزاى آنها مىخواهند از علوم آل محمّد سير و سيراب شوند و هيهات و أنّى لهم ذلك ؟
مگر علوم آل محمّد براى غير عقلاء وارد شده است ، كه براى فهم و ادراك آن نياز به مسائل عقلى و معقولى نداشته باشيم ؟ نه چنين نيست . بلكه آنان كه منبع عقل و درايتند ، بياناتى دارند كه بدون آشنائى با علوم عقليّه و مقدّمات برهانيّه بهرهبردارى از آنها غير ممكن است ، و حديثى و روايتى را از روى ظاهر معنى كردن ، غير از فهم و
هامش
( 1 ) - « روضات الجنّات » ص 286 .
( 2 ) - شيخىها را پشت سرى خوانند چون رئيس و امام جماعت ايشان در پشت سر ضريح مقدّس حضرت سيّد الشهداء عليه السلام با پيروان خود اقامهء جماعت مىكرده است ، و شيخىها اخبارى مذاق بوده و با اصوليّين مخالف بودند . و اصوليّين كربلا را بالا سرى نامند چون امام جماعت و پيروان او در بالاى سر حضرت اقامهء جماعت مىنمودند .
( 3 ) - « روضات » ص 285 و ص 286 .