تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
و لهذا اكثر افرادى كه در عشق حضر ولىّ عصر مىسوزند ، و اگر هم موفّق به زيارت شوند ، باز هم از مقاصد دنيّه و جزئيّه ، و حوائج مادّيّه و معنويّه تجاوز نمىكنند ، روى اين اصل است ، كه آن حضرت را مرآت و آيه حقّ نپنداشته‌اند ، و گرنه به مجرّد ديدن بايد خدا را ببينند ، و از وصال آن حضرت به وصال حقّ نائل آيند ، نه آنكه باز خود آن حضرت حجابى بين آنان ، و بين حقّ شود ، و از او تقاضاى حاجات دنيويّه ، و آمرزش گناهان ، و اصلاح امور را تمنّى نمايند .

[ غايت عشق به حضرت ولى عصر ، معرفت به حقيقت آن حضرت است نه تشرَّف به حضور مادّى ايشان ]

چه بسيارى از افراد كه به محضرش مشرّف شده‌اند ، و آن حضرت را هم شناخته‌اند ، ولى از عرض اين گونه حاجات احتراز نكرده ، و همين چيزها را خواسته‌اند . پس در حقيقت نشناخته‌اند زيرا معرفت به او معرفت به خداست ، من عرفكم فقد عرف الله . هر كس بخواهد خدمت او برسد ، بايد تزكيهء نفس كند ، و به تطهير سرّ و اندرون خود اشتغال ورزد ، و در اين صورت به لقاى خدا مىرسد ، كه لازمه‌اش لقاى آن حضرت است ، و به لقاى آن حضرت مىرسد كه بالملازمة لقاى خدا را يافته است ، گر چه در عالم طبيعت و خارج ، مشرّف به شرف حضور بدن عنصرى آن حضرت نشده باشد . پس عمدهء كار معرفت به حقيقت آن حضرت است ، نه تشرّف به حضور بدن مادّى و طبيعى . از تشرّف به حضور مادّى و طبيعى فقطّ به همين مقدار بهره مىگيرد ، ولى از تشرّف به حضور حقيقت و ولايت آن حضرت ، سرّش پاك مىشود ، و به لقاء حضرت محبوب : خداوند متعال فائز مىگردد .
لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ
. ( آيه 61 ، از سورهء 37 : صافّات ) . علّامهء بحر العلوم قدّس الله نفسه ، عمرى را در مجاهدهء با نفس امّاره و تزكيهء سرّ و تطهير نفس ، براى عرفان الهى و وصول به مقام معرفت و فناء و اندكاك در ذات حضرت حقّ به سرآورد ، و از رسالهء سير و سلوك او مقام او در مراحل و منازل عرفان مشهود است ، او كه به خدمتش مشرّف مىگشت با اين ديده بود ، با ديدهء حقّ بين ، نه با ديدهء خودبين .
حقّ بين نظرى بايد تا روى تو را بيند * چشمى كه بود خودبين كى روى تو را بيند ؟