تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
آمد ، جبرئيل آمد ، و در امور مادّى غير معنوى همچون برق و آب و غيرهما مىگوئيد : برق آمد ، آب آمد ، تب زيد آمد ، بدنش گرم شد . آيا اينها پا دارند ؟ پس آمدن هر چيز به تناسب خود اوست ، و در هيچ لغت آمدن را ملازم با حركت پاها بيان نكرده‌اند . پس معناى اين كه رحمت خدا آمد ، يعنى نزديك شد و حجاب صفتى برداشته شد ، و صفت رحمت براى مردم ظهور پيدا كرد . و خدا آمد ، يعنى حجاب إنّيّت مردم برداشته شد ، و ذات اقدس او را از نقطه نظر سيطره ، و احاطه و استيلا ، نزديك مشاهده كردند ، و جمال و جلال او را بدون پرده و حجاب ادراك كردند ، اين است معناى حقيقى آمدن . پس الفاظ براى معانى عامّه وضع شده‌اند ، و خصوصيّات مورد استعمال ، دخلى در موضوع له عامّ آنها ندارد . و على هذا مىگوئيم : لفظ مجيء در معناى حقيقى خود استعمال شده است ، غاية الأمر معناى حقيقى آن عامّ است ، و در آن خصوصيّات مورد استعمال در نظر گرفته نشده است . نه آن كه بگوئيم : لفظ مجيء را در اين موارد ، نمىتوان در معناى حقيقى خود كه رفتن با پاست استعمال كرد و بايد آن را تأويل كرد ، و به معناى مجازى حمل كرد . اين جواب درست نيست . لفظ عرش در معناى واقعى و حقيقى خود استعمال شده است ، و آن عامّ است ، و لازمه‌اش عرش مادّى نيست ، عرش هر چيز متناسب با خود اوست . عرش خدا مجرّد است ، و مانند خود خدا مادّى و صورى نيست . عرش خدا عالم مشيّت و اراده و اختيار خداست كه با آن بر عوالم حكمفرماست . خداوند سميع است ، و مىشنود يعنى با علم إحاطى خود مسموعات را ادراك مىكند ، بصير است و چشم دارد ، يعنى با علم احاطى خود مبصرات را ادراك مىكند ، خداوند دست دارد يعنى قدرت و وسيلهء اعمال قدرت دارد ، دو دست خدا دو صفت جمال و جلال خداست ، و دو اسم جميل و جليل اوست . اينها معانى مأوّله و مجازيّه نيستند ، تا كسى بگويد قرينهء بر مجاز نداريم ، و در صورت عدم قرينه بايد لفظ را بر معانى حقيقيّه حمل كنيم ، و قرينهء عقليّه نيز كافى نيست ، زيرا عقول در اينجا تفاوت دارند .