تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
ابن تيميّه با أشاعره و حكماء و صوفيّه و كلّيّهء فرق اسلام جز سلفين معارضه كرده ، و همه را باطل شمرده و به تجسّم معتقد بوده ، و از ظاهر لفظ قرآن و حديث ، تجاوز روا نمىداشته ، و زيارت قبور أوليا را بدعت مىشمرده ، چنان كه در اين أمر او را پيشرو وهّابيان مىتوان گفت « 1 » . ابن بطوطه در سفر خود به دمشق ابن تيميّه را ملاقات كرده است ، و در ضمن بيان قضاة دمشق ، پس از آن گويد : حكاية الفقيه ذى اللّوثة « حكايت فقيهى كه داراى حماقت بود » . آنگاه گويد : در دمشق از بزرگان فقهاى حنابله ، ابن تيميّه بزرگ شام بود ، و در همهء فنون سخن مىگفت إلّا أنّ فى عقله شيئا جز اين كه عقلش سبك بود ، و خللى داشت . أهل دمشق او را به نهايت تعظيم مىكردند ، و او آنان را بر فراز منبر موعظه مىنمود ، و يك بار در مطلبى سخن گفت كه فقهاء انكارش نمودند ، و شكايت او را به سوى ملك ناصر كه در مصر بود بردند ، ملك ناصر امر كرد او را به مصر آوردند . همگى قضات و فقهاء در مجلس ناصر گرد آمدند ، و شرف الدّين زواوىّ مالكى سخن مىگفت ، و گفت : اين مرد چنين و چنان گفته است ، و آنچه را كه بر ابن تيميّه منكر مىدانست برشمرد ، و نامه‌هاى شهادت را حاضر كرده ، و همه را در برابر قاضى القضاة قرار داد . قاضى القضاة به ابن تيميّه گفت : چه مىگوئى ؟ ! گفت : لا إله الّا الله ، دوباره قاضى القضاة گفت : چه مىگوئى ؟ باز ابن تيميّه همان جمله را تكرار كرد ، ملك ناصر امر كرد تا او را به زندان بردند ، و چندين سال در زندان بود ، و در زندان كتابى در تفسير قرآن نوشت در چهل جلد و آن را « بحر محيط » نام نهاد . مادر ابن تيميّه به نزد ملك ناصر رفت ، و شكايت به سوى او برد ، و ملك ناصر أمر كرد تا او را آزاد كردند ، تا دوباره آن اشتباهات از او سر زد ، و من در آن وقت در دمشق بودم ، روز جمعه‌اى در مسجد حاضر شدم ديدم ابن تيميّه بر بالاى منبر است ، و مردم را موعظه مىكند ، و سخنانى مىگويد ، و از جمله كلام او اين بود كه : إنّ الله ينزل إلى سماء الدّنيا كنزولى هذا و نزل درجة من درج المنبر .
هامش
( 1 ) - « لغت‌نامهء دهخدا » لغت ابن تيميّه ج 1 ص 297 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 168 | السيد محمد حسين الطهراني