تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
« خداوند به آسمان دنيا پائين مىآيد ، همانطور كه من پائين مىآيم ، و در اين حال از يك پلّه از پلّه‌هاى منبر به زير آمد » . در اين حال يك فقيه مالكى كه به ابن الزّهراء معروف بود ، بر عليه او سخن گفت ، و به معارضه برخاست . و آنچه را كه ابن تيميّه گفته بود به شدّت ردّ كرد . همهء مردم برخاستند ، و به سمت اين فقيه آمدند ، و با دست‌ها و كفش‌هاى خود او را مفصّلا كتك زدند بطورى كه عمامهء او به زمين افتاد و كلاه زير عمامه‌اش معلوم شد كه حرير است ، اين لباس را منكر شمردند ، و او را به خانهء عزّ الدّين بن مسلم كه قاضى حنابله بود بردند . قاضى حكم كرد او را به زندان بردند و تعزير كردند ، ولى فقهاى مالكيّه و شافعيّه « 1 » تعزير او را نپسنديدند و منكر شمردند . و بالأخره داستان به سوى ملك الامراء سيف الدّين تنكيز ارجاع شد ، و او از بهترين امراء و صالحان ايشان بود ، و او داستان را براى ملك ناصر نوشت . و نامهء مفصّلى مبنى بر شهادت شرعى بر عليه ابن تيميّه كه در آن امور منكره‌اى را بر شمرده بود ، نوشت . و آن نامه را به سوى ملك ناصر فرستاد و او امر كرد ابن تيّميه را در قلعه حبس كنند ، و او را حبس كردند ، تا زماني كه وفات يافت « 1 » . بنابر آنچه ذكر شد بسيار صريح و بطور روشن معلوم مىشود كه : ابن تيميّه قائل به تجسّم خدا بوده است ، و تمثيل او به پائين آمدن خودش از يك پلّهء منبر خوب مىرساند كه مراد از نزول خدا ، نزول مكانى بوده است تعالى الله عن ذلك . و بنابر اين آنچه را كه محمّد بهجت عطّار در كتاب « حياة ابن تيميّه » آورده است كه : در آن وقتى كه ابن بطوطه در دمشق بوده است ، ابن تيميّه در قلعهء دمشق محبوس بوده ، و بنابر اين شخص ديگرى بر منبر دمشق سخنان مزبور را اظهار داشته ، و ابن بطوطه او را با ابن تيميّه اشتباه كرده است ، سخنى بى جا و توجيهى غير قابل قبول است ، زيرا ابن بطوطه با آن فراست و كياست و با آن سابقه ، چگونه ممكن است ابن تيميّه را نشناسد ، و شخص ديگرى را بجاى او اشتباه كند ؟ آن هم با اين خصوصيّاتى كه ابن بطوله از اين داستان ذكر كرده است . از همهء اينها گذشته ابن بطوطه سيّاح و جهانگرد بوده است ، و در اين رحله ،
هامش
( 1 ) - « رحلهء ابن بطوطة » طبع دار صادر ، دار بيروت ، 1384 هجرية ص 95 و ص 96 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 169 | السيد محمد حسين الطهراني