يافته است ، و بر مخلوقاتش علوّ و بلندى دارد ، و عرش و تخت او بالاى آسمانهاست ، چون مىگويد :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
.
و بنابر اين ما به ظاهر اين لفظ ايمان داريم ، و حقيقت برقرارى تمكّن و بر روى عرش را اثبات مىكنيم ولى كيفيّت آن را مشخّص نمىكنيم ، و براى آن مثالى هم نمىآوريم .
إمام دار الهجرة : مالك بن أنس مىگويد - و ما هم به قول او مىگوئيم - : در وقتىكه مردى از إستواء از او پرسيد ، فقال : الاستواء معلوم و الكيف مجهول و الإيمان به واجب و السّؤال عنه بدعة .
« او در جواب آن مرد گفت : استواء معنايش معلوم است ، و كيفيّت آن نامعلوم است ، و ايمان به آن واجب ، و پرسش از آن بدعت است » .
تا آنكه مىگويد : پس بنابر اين هر كس خدا را به مخلوقاتش شبيه بداند ، كافر است ، و كسى كه انكار كند آنچه را كه خداوند خودش را به آن صفت توصيف كرده است كافر است ، و ما ايمان داريم به آنچه وارد شده است كه خداوند تعالى ينزل كلّ ليلة إلى سماء الدّنيا حين يبقى ثلث اللّيل فيقول . . .
« خداوند تعالى هر شب به سوى آسمان دنيا پائين مىآيد ، در هنگامى كه ثلث از شب مانده است ، و مىگويد : آيا توبه كنندهاى هست ؟ » .
و در اينجا مرحوم أمين فرموده است : از اين گفتار يكى از دو أمر لازم مىآيد : يا قول به تجسّم ، يا قول به محال ، و هر دو محال است ، زيرا حصول معناى استواء به معناى معروف و معمولى بدون كيفيّت محال است به حكم عقل ، و با كيفيّت هم تجسّم است ، و بنابر اين حتما بايد به قرينهء عقلى ، مراد از استواء را به استيلاى حقيقى و معنوى و تسلّط تفسير كنيم « 1 » .
و دهخدا گويد : ابن تيميّه منسوب به تيما ، شهركى است به شام : تقىّ الدّين ابو العبّاس احمد بن عبد الحليم بن عبد السّلام بن عبد اللّه بن محمّد بن تيميّهء حرّانى ( تولّد 661 وفات 728 هجرى قمرى ) تولّد او در حرّان نزديك دمشق است ( تا آنكه گويد )
هامش
( 1 ) - « كشف الارتياب » از ص 133 تا ص 137 .