تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
پس مطلق مكان داشتن خدا ، ازلى و قديم است ، و مكان گرفتن‌هاى به خصوص در نزد او حادث‌اند ، همچنان كه متكلّمين اين‌طور در حدوث تعلّقات معتقدند . تمام شد گفتار مولوى عبد الحليم . و از يافعى در « مرآة الجنان » است كه در ضمن بيان فتنهء ابن تيميّه گفته است : آنچه كه ابن تيميّه در مصر ادّعا كرد ، اين است كه مىگفت : خداوند حقيقتا بر روى تخت نشسته است ، و گفتگويش با سخنى است كه داراى صوت و حروف است ، و از اين پس در دمشق ندا در دادند : هر كس بر عقيدهء ابن تيميّه باشد ، مال او و خون او هدر است . تمام شد گفتار يافعى . و از « تاريخ أبو الفداء » در حوادث سنهء 705 وارد است كه : و در اين سال تقىّ الدّين أحمد بن تيميّه از دمشق به مصر خوانده شد ، و براى او مجلسى ترتيب دادند ، و از اظهار عقيدهء خود امساك كرد ، و از بيان آن خوددارى كرد ، زيرا كه او قائل به جسميّت خداوند بود . و در منشورى كه از ناحيهء سلطان صادر شد اين بود كه : مرد شقىّ : ابن تيميّه در اين مدّت ، زبانهء قلم خود را گشوده ، و عنان گفتار خود را گسترده است ، و در مسائل قرآن و صفات حقّ ، گفتار منكر و كلام زشتى را ابراز كرده است ، و مطالبى را اظهار كرده است كه آن را علماء اسلام منكر شمرده‌اند ، و بر مخالفت او علماء اعلام اجماع كرده‌اند ، و جميع علماء عصر او و فقهاء شهر شام و مصر او را مخالف دانسته‌اند ، و ما دانستيم كه او پيروان خود را سبك شمرده ، و آنان از او اطاعت كردند ، تا اينكه به ما چنين رسيده است كه پيروان او در ذات حقّ تعالى تصريح به جسميّت و گفتار با حروف و صوت را دارند . تمام شد گفتار أبو الفداء . و از « كشف الظّنون » از بعضى چنين نقل شده است كه : در ردّ بر ابن تيميّه مطلب را به اينجا رسانيده است كه تصريح نموده است كه : هر كس به ابن تيميّه ، شيخ الاسلام بگويد ، كافر است . تمام شد گفتار كشف الظّنون « 1 » . تا اينجا مرحوم آية الله جبل عاملى رضوان الله عليه ، دربارهء خود ابن تيميّه
هامش
( 1 ) - « كشف الارتياب فى اتباع محمد بن عبد الوهّاب » طبع سوم ، ص 129 تا ص 133 .