تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
قالى ، و زمين ، و حصير جايز است ، ولى در اينجا بخصوصه حرام شد ؟ در آنجا توحيد است ، در اينجا شرك شد ؟ استمداد از هر شخص زنده‌اى هم كه مىكنيد ، از روح او مىكنيد نه از بدن او ! و در اين صورت چرا استمداد از نفوس خبيثهء كافره كه در دنيا هستند شرك نيست ؟ و از روح صدّيقهء طاهره شرك شد ؟ اينها سؤالاتى است كه نمىتوانند جواب آن را بگويند ، و هيچگاه هم نمىتوانند و نتوانسته‌اند . جواب اين است كه : اگر به عنوان استقلال باشد ، همه شرك است ، چه طواف به گرد خانهء خدا ، و چه بوسيدن حجر الأسود ، و چه سجده كردن بر روى فرش و زمين معمولى ، و چه واسطه قرار دادن طبيب و جرّاح و عالم و متخصّص ، و اگر به عنوان استقلال نباشد ، هيچكدام شرك نيست ، بلكه نفس توحيد و عين توحيد است . آيا در موجودات اين عالم به نظر استقلال نگريستن شرك نيست ؟ پس طائفهء وهّابيّه ، با اين تنزيه و تقديسى كه مىخواهند از ذات حقّ كنند ، خودشان كوركورانه در دامن شرك افتاده‌اند ، و ممّن
يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ
« 1 » گرديده‌اند . نظر به آيات إلهى از جهت آيتيّت ، عين نظر به توحيد است ، بوسيدن امام به جهت امامت عين احترام به خداوند است ، عرض حاجت به أرواح مقدّسه از جهت معنويّت و روحانيّت و تقرّب آنها به خداوند ، عين عرض حاجت به خدا ، و عين توحيد است ، حبّ محبوبان خدا حبّ خداست . اين از نظر دليل عقلى . و امّا از نظر دليل نقلى : مىگوئيم : تمام آيات و روايات سرشار است از اينكه : موجودات وسائط در وجود و ايجاد هستند ، و خلقت با سببيّت صورت مىگيرد ، و إلغاء واسطه در عالم تكوين ، علاوه بر آنكه إنكار أمر وجدانى است ، انكار منقولات شرعيّه از كتاب و سنّت است . مگر در قرآن كريم نمىخوانيم :
فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً
( آيه 5 ، از سورهء 79 : نازعات )
هامش
( 1 ) - ( آيه 11 ، از سورهء 22 : حجّ ) و برخى از مردم هستند كه خدا را از يك سو و يك جانب فقط عبادت مىكنند - يعنى فقطّ خدا را از يك دريچه مىبينند و مىنگرند و قدرت و عظمت او را فقط در بعضى از چيزها مىدانند نه در همه چيز و در همه جا .