« سوگند به فرشتگانى كه تدبير امور مىكنند » .
وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ
( آيه 22 ، از سورهء 15 : حجر ) « و ما بادها را فرستاديم ، تا درختها را آبستن كنند . ( و از گردهاى نر به درختهاى ماده زنند ، و در اين صورت تلقيح صورت گرفته و درخت ميوه مىدهد ) » .
وَ اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُورُ
. ( آيه 9 ، از سورهء 35 : فاطر ) .
« و خداوند آن است كه بادها را مىفرستد ، تا ابرها را حركت دهند ، و بنابر اين ما آن ابر را به مكان مرده ( و بىآب و علف ) سوق مىدهيم ، تا به سبب آن أبر ، زمين را پس از مردنش زنده مىكنيم ، نشور مردگان هم همينطور است » .
وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ
( آيه 99 ، از سورهء 6 : انعام ) « و اوست آن كه از آسمان آب را فرود آورد ، تا آنكه ما بوسيلهء آن ، روئيدنى هر چيز را استخراج نمائيم » .
[ مذهب وهابيّه ملازم انكار صريح آيات قرآن است ]
چگونه در اين آيات ، تدبير امور را از فرشتگان مىداند ، و باران را از حركت أبرها به نقاط محروم ، و بهرهبردارى از درختان را بواسطهء تلقيح بادها ، و بيرون آوردن هر قسم از روئيدنيها را به سبب ريزش باران از آسمان . و نيز در بسيارى از آيات ديگر صريحا ايجاد تكوّنات را از اين اسباب ذكر مىكند .
و بنابر اين ما چگونه مىتوانيم نفى سببيّت كنيم ، درحالىكه اين آيات صريحا اثبات آن را مىنمايد ؟
بلى بايد گفت : اين اسباب ، همه مقهور و مأمور خدا هستند و استقلال ندارند ، و ما هم دربارهء اين اسباب ، و همه گونه اسباب ديگر از مادّى و معنوى ، همين را مىگوئيم ، كه : از خود استقلال ندارند ، بلكه شفيع و شافع و واسطه براى أخذ از جانب خدا و إفاضه به عوالم مىباشند .
مىگويند : استمداد از أرواح پيغمبران و امامان ، استمداد از روح مرده است ، و اين يك نوع مردهگرائى است ، و يك نوع بتپرستى كه انسان از چيز مرده ، و بدون عين و أثر حاجتى را طلب كند ، و آن را نزد خداوند شفيع قرار دهد ، چه تفاوت مىكند بين درخواست حاجت از صنم ، و بين درخواست حاجت از موجود بدون اثر ؟