تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
جواب مىدهيم : به نصّ آيات قرآن و براهين عقليّه ، روح انسان پس از مرگ ، مرده نيست بلكه زنده است و بنابر تجرّد نفس نمىتواند معدوم صرف گردد ، و مرگ عبارت است از انتقال از دنيا به آخرت . و علاوه دربارهء شهداء مگر قرآن كريم نمىفرمايد : زنده‌اند و در نزد خداوند روزى مىخورند ؟
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
( آيه 169 ، از سورهء 3 : آل عمران ) « و البتّه البتّه ( اى پيغمبر ) چنين گمان مكن كه : آنان كه در راه خدا كشته شده‌اند ، مردگانند ! بلكه زندگانند ، و در نزد پروردگارشان روزى مىخورند » . مىگويند : اين آيه ، دربارهء خصوص شهيدان است ، شهيدان غزوهء احد چون حمزه و غيره . جواب آنست كه : آيا حمزه و غير او ، از شهيدان ، مگر در تحت نبوّت رسول الله نبوده‌اند ؟ ! آيا مقام حمزه از رسول الله بالاتر شد ، كه او زنده است ، و رسول الله پس از مرگ مرده است ؟ ! نه ، چنين نيست ، بلكه رسول الله شهيد شهداء و موكّل بر أرواح پيغمبران است . ما در تمام نمازها به پيامبر درود مىفرستيم : السّلام عليك أيّها النّبىّ و رحمة اللّه و بركاته . « سلام خدا بر تو باد اى پيغمبر خدا ! و رحمت خدا و بركات خدا بر تو باد ! » . مخاطب به اين خطاب ، مگر مىتواند غير از شخص زنده و مستمع كلام ما بوده باشد ؟ بارى درست بخاطر دارم در سنهء 1390 ، هجريّهء قمريّه كه براى بار دوّم به بيت الله الحرام با دو نفر از پسران خود به جهت أداء مناسك حج مشرّف شده بودم ، صبحگاهى پس از چند طواف مستحبّى ، در گوشه‌اى از مسجد الحرام نشستيم ، و به تماشا و زيارت بيت و كيفيّت طواف مردم مشغول بوديم . در اين حال يكى از علماى سنّى مذهب آمده و با ما معانقه نمود ، و پهلوى ما نشست ، و مىگفت : من از اهل سوريا و از شهر حلب هستم ، و اسم من : عمر عادل