تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
ملا حفجى است . و ما با او گرم تكلّم و صحبت شديم .

[ گفتگوى مؤلَّف با برخى علماى اهل سنَّت در مسجد الحرام ]

در اين حال به مناسبت آشنائى با او ، يكى ديگر از علماى عامّه كه مىگفت : از أئمّهء جماعت مدينه است آمد ، و سلام كرد و روبروى من نشست ، و بعد كم كم جماعت كثيرى از اهل تسنّن آمدند و همه پهلوى ما نشستند ، و تقريبا مجلسى تشكيل شد . در اين هنگام ، من از متعهء حجّ از آنها پرسيدم ! گفتند : ما تا حجّ را بجاى نياوريم تمتّع نمىكنيم ! گفتم : مىدانيم كه رسول الله در حجّة الوداع در بالاى كوه صفا ، براى مردم إعلان كرد كه : از حالا تا روز قيامت ، حجّ تبديل به حجّ تمتّع شده است ، براى كسانى كه خانه و منزلشان در نزديكى مسجد الحرام نيست . بدين معنى كه از ميقات كه احرام مىبندند ، بايد به قصد عمره باشد ، و پس از وارد شدن در مكّه و أداء مناسك عمره ، محلّ شوند ، و مىتوانند در اين صورت با زنان تمتّع كنند ، و در مكّه مىمانند تا براى أداء مناسك حجّ و وقوف به عرفات و مشعر ، از خود مكّه محرم مىشوند ، و حجّ را بجاى مىآورند . و به پيغمبر اعتراض كردند كه چگونه ما براى اداى مناسك حجّ آمده‌ايم ، و اينك در زير درخت أراك جوانهاى ما بنشينند ، و از موهاى سرشان قطرات آب غسل جنابت بچكد ؟ ! رسول الله فرمود : من از جانب خودم نگفتم ، اينك جبرائيل است كه آمده ، و اين حكم را آورده است ! و در اين حال شبّك أصابعه انگشت‌هاى دو دست را رسول خدا در هم فرو برد ، و فرمود : از حال تا روز قيامت اين‌طور حجّ و عمره در هم داخل شدند ، و عمل واحدى گرديدند ، و بنابر اين هر كس از راه دور مىآيد ، بايد عمره و حجّ را با هم انجام دهد ، و بين آن دو عمل محلّ گردد ، اين است حكم خدا ! گفتند : بلى همينطور است ولى عمر بنابر مصالحى اين را تغيير داد ، يعنى متعه را برداشت ، و دستور داد هر كس از ميقات إحرام مىبندد ، به قصد حجّ باشد ، و بنابر اين تا آخرين عمل حجّ ، حقّ تمتّع و آميزش با زنان را كسى ندارد . گفتم : بگذريم از اين كه عمر اين عمل را از روى مصلحتى طبق انديشهء