تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
حسب و نسب ، و بنابر اين هر مرد مسلمان و فقيرى گر چه غلام آزاد شده‌اى باشد ، حقّ دارد از دختران أشراف ازدواج كند ، و زن‌هاى شريف و أصيل نيز مىتوانند با مردم مؤمن فقير ازدواج كنند . در همسرى و انتخاب زن و شوهر ، كفو بودن يعنى ، همطراز و هم طبقه بودن ، عبارت است ، از : ايمان و تقوى ، نه همطراز و هم كفو بودن در مال و اعتبار و عشيره و قوم و قبيله . و ثانيا - به مردم اعلان كند كه : پسر خواندهء انسان ، پسر انسان نيست ، و هيچگونه آثار نسب بر او مترتّب نمىشود ، پسر خوانده ، پسر نيست ، و دختر خوانده ، دختر نيست ، نه ارث مىبرد ، و نه از او ارث مىبرند ، و نه محرم است ، دختر خوانده محرم نيست ، پسر خوانده با زوجهء انسان محرم نيست ، و زوجهء پسر خوانده نيز عروس انسان محسوب نمىشود ، و با انسان محرم نمىگردد ، و پس از آنكه أحيانا پسر خوانده او را طلاق داد ، انسان مىتواند او را در نكاح خويش درآورد ، زيرا كه زنى است به تمام معنى بيگانه و اجنبىّ ، و جزء محارم نمىباشد .
وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ
( آيه 4 از سورهء 33 : - احزاب ) « و خداوند پسر خوانده‌هاى شما را پسر قرار نداده است ، و اين گفتار خود شما است كه بر سر زبانهايتان جارى است . و خداوند حقّ مىگويد ، و او به راه راست رهبرى مىكند » . رسول خدا مىخواهد اين احكام را اجرا كند ، ولى از مردم مىترسد ، از مردم تازه مسلمان مىترسد كه مبادا استيحاش كنند ، و زير بار نروند ، و از دين برگردند و بگويند : اين محمّد شريعتى را آورده است كه ( عياذا باللّه ) مانند مجوس نكاح محارم را تجويز مىكند . فلهذا اين خوف و ترس رسول اللّه از مردم ، به جهت نگاهدارى دين و براى خداوند بوده است . و ليكن خداوند به او أمر مىكند كه بدين خوف اعتناء مكن ! و از من فقطّ بترس ! و اين امر را اجرا كن . نظير امر و عتاب خداوند به رسول اللّه در قضيّهء غدير كه :
بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
. « اى پيغمبر برسان به