حرمت اين روز حرام ، در اين ماه حرام ، و در اين شهر حرام « 1 » . آگاه باشيد كه هر امرى از امور جاهليّت را من در زير گام خود گذاشتم ، و رباى جاهليّت را زير پاى خود گذاشتم ، و اوّلين ربائى كه ساقط كردم و از بين بردم ، رباى عبّاس پسر عبد المطّلب است » .
بارى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى اجراء امر اوّل كه ازدواج بين طبقهء اشراف و طبقهء ضعيفان بود ، و مىخواست اوّلين بار اين أمر را دربارهء خاندان خود اجرا كند به نزد زينب بنت جحش ( دختر عمّهء خود ) آمدند و او را براى زيد بن حارثة كه غلام آزاد شده و پسر خواندهء آن حضرت بود خطبه و خواستگارى كردند ، اين امر بر زينب گران آمد همچنان كه در تفسير « الدّرّ المنثور » وارد است كه :
اخرج ابن جرير عن ابن عبّاس ، قال : خطب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زينب بنت جحش لزيد بن حارثة فاستنكفت منه و قالت : انا خير منه حسبا ، و كانت امرأة فيها حدّة ، فأنزل اللّه تعالى :
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
. ( آيه 36 از سورهء 33 : أحزاب ) . « 2 » ابن جرير از ابن عبّاس تخريج كرده است كه : رسول خدا از زينب براى زيد بن حارثه خواستگارى كردند ، و زينب از پذيرش آن استنكاف كرد و گفت : حسب من از او بهتر است ، و زينب داراى حدّت و شدّت بود . در اين حال خداوند اين آيه را فرستاد :
« و چنين حقّى و اختيارى براى هيچ مرد مؤمن و هيچ زن مؤمنهاى نيست ، در آن وقتى كه خدا و رسول خدا بر او حكمى را بنمايند ، او از براى خود اختيار در آن امر داشته باشد ، و هر كس مخالفت خدا و رسول خدا را بكند به گمراهى آشكارى گمراه مىگردد » .
هامش
( 1 ) - منظور از روز حرام روز عرفه است ، كه بسيار محترم است ، و از ماه حرام منظور ماه ذوالحجّة است كه ماه محترم است و منظور از شهر حرام شهر مكّه است كه داراى حرمت بوده و بدون احرام نمىتوان در آن داخل شد .
( 2 ) - « الدّرّ المنثور » ج 5 ، ص 200 .