و در « بصائر الدّرجات » مسندا از مسعدة بن صدقه از حضرت صادق از پدرشان حضرت باقر عليهما السّلام روايت است كه : قال : ذكرت التّقيّة يوما عند علىّ بن الحسين عليه السّلام . فقال لى : و الله لو علم أبو ذرّ ما فى قلب سلمان لقتله و قد آخى بينهما رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - الحديث .
« روزى از پدرم حضرت سجّاد عليه السّلام كه دربارهء تقيّه سخن به ميان آمد از لزوم آن پرسيدم ، فرمود : سوگند به خدا كه اگر آنچه را كه در دل سلمان بود ، ابو ذر آن را مىفهميد سلمان را مىكشت ، درحالىكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بين آن دو نفر عقد اخوّت و برادرى بسته بود » .
و در خبر است كه حضرت باقر عليه السّلام مطالبى را به جابر « 1 » گفتند ، و فرمودند : اگر آنها را افشاء كنى ، لعنت خداوند و ملائكه و مردم ، همگى بر تو خواهد بود ! و نيز در « بصائر الدّرجات » از مفضّل ، از جابر ، حديث وارد است كه ملخّص آن اين است كه : « بعد از رحلت حضرت باقر عليه السّلام جابر خدمت حضرت صادق عليه السّلام آمد و گفت : نفس من از تحمّل اين احاديث تنگ شده و ديگر طاقت بر إخفاء آنها را ندارم ! حضرت صادق عليه السّلام او را امر كردند كه : در زمين حفرهاى حفر كند ، و سرش را در آن فرو برد ، و آن احاديث را با گودال بگويد ، و سپس خاك بر روى آن بريزد ، زيرا كه زمين در اين صورت رازدار او مىشود » .
و همچنين در « بحار الانوار » از كتاب « اختصاص » و « بصائر الدّرجات » ، از جابر از حضرت باقر عليه السّلام روايت است كه حضرت به او در ضمن حديثى گفتند : يا جابر ما سترنا عنكم أكثر ممّا أظهرنا لكم .
« اى جابر ! آنچه را كه ما بر شما مخفى داشتهايم ، بيش از آن است كه به شما اظهار نمودهايم ! » .
و متفرّقات اخبار در اين زمينه بسيار است ، و بلكه به حدّ إحصاء نمىرسد ، و
هامش
( 1 ) - مراد جابر بن يزيد جعفى است كه از اعاظم اصحاب آن حضرت بوده است ، نه جابر بن عبد اللّه أنصارى .